
گاهی عظمت یک داغ چنان بر شانههای یک ملت سنگینی میکند که تمام واژهها، ترکیبها و استعارهها برای توصیف ابعاد آن قاصر میمانند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: تصویری دور از هیاهوی میدانهای پرالتهاب سیاست، جلسات فشرده کاری، تصمیمگیریهای کلان کشوری و تشریفات رسمی که اقتضای جایگاه و منصب عالی او بود. تصویری از بامدادهای سرد بهمن، پیش از آنکه خورشید نخستین پرتوهای خود را بر پیکر شهر بتاباند، در سکوت محض و وهمانگیز گلزار شهدای بهشت زهرا (س). آنجا که مردی با صلابت، دور از چشم دوربینهای کنجکاو رسانهها، فارغ از لنزهای عکاسان و هیاهوی خبرنگاران، قدم در مسیر بهشت میگذاشت تا روح تشنه، خسته و دغدغهمند خود را در چشمهسار یاد و خاطره مردان خدا سیراب کند و برای ادای تکالیف سنگینش، جانی دوباره بگیرد.
دمهای آشنا و آن نگاههای پدرانه میمانند.
او حالا خودش به ابدیت پیوسته، حصار زمان و مکان را شکسته تا خلوتهای عارفانهاش را در جوار همان رفقای دیرین، در بهشتی برین و در سایهسار الطاف بیکران امام مهربانیها ادامه دهد. مائیم و این خیابانهای عزادار که بوی دلتنگی میدهند، مائیم و بارقههای امیدی که او در دلهایمان بر جای گذاشت، مائیم و رسالتی که اکنون سنگینتر از همیشه احساس میشود و مائیم و مسیری روشن که او با خون پاک، تلاشهای بیوقفه و نیت خالص خود برای جبهه حق و حقیقت ترسیم کرد. مسیری که با حضور این سیل خروشان جمعیت، به یقین هرگز بی رهرو نخواهد ماند و پرچمی که او برافراشته بود، از دستی به دست دیگر منتقل خواهد شد تا به سرمنزل مقصود برسد. قطعه فانوس امروز تنها نیست؛ نوری که او از آن مزارها میگرفت، اکنون در جان یک ملت شعلهور شده است.
