هفت؛ با شروعی مخطط و مغلوط!
دست اندرکار اصلی «هفت»، بهروز افخمی – که برای همه شناخته شده و دیدگاه هایش، تعریف روشن دارد – در لابه لای کلماتی که برای پخش انتخاب کرده بود، به حضور دولت در سینما و تزریق بودجه و اصطلاحا وجود سینمای گلخانه ای انتقادات بسیاری را مطرح کرد و آن را با توجه به نتایج به دست آمده برای سینمایمان، مضر و پایان یافته قلمداد کرد و حتی از زبان یکی از افرادی که سخنانش پخش شد، اعلام کرد که اجازه داده شود سینماگر فیلمش را بسازد، حتی اگر مبتذل می سازد و چرخه طبیعی تولید و عرضه و نظارت درون سینمایی و غیردولتی، بتدریج بر روند تولید مبتذل آن غلبه کرده و سینما پالوده می شود. آیا این فرض و خواسته، قابل تحقق است؟ بهروز افخمی خوب می داند و تجربه یک دوره حضور در مجلس شورای اسلامی باید به او نشان داده باشد که قانون موجود برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تا زمانی که تغییر نکند، امکان خروج دولت از دایره سینما را نمی دهد و نظارت دولت استوار و مستمر هست. خود او میداند که دولت موظف است ورود کند. بگذریم که ما در سال های اخیر، با قدرت اعمال نگرش هایی در سینما نسبت به شخصیت پردازی و ساخت فیلم و حتی گزینش نام برای جشنواره هایمان روبه رو بوده ایم که فراتر از قانون اداری موجود، وجود داشته و اعمال قدرت می کنند. در چنین فضایی که حتی سیمای ما از قدرت انحصاری خود کوتاه نمی آید و بحث تأسیس شبکه های خصوصی، همیشه مقوله ای غیرقابل اجرا تلقی می شود، آیا می توان بودن یا نبودن دولت در سینما را یک مؤلفه قابل ارزیابی دانست و از آن حرف زد؟ یا فقط حرفی برای بیان است؟ سالها پیش یکی از دست اندرکاران سینما، اعتراض کرد که در بنیاد سینمایی فارابی پارتی بازی می کنند و بی نوبت دوربین برای فیلمبرداری می دهند. همان زمان یکی از خبرگزاری ها از مالکیت همان فرد بر سینمایی چند سالنه در کانادا خبر داد و اعلام کرد که توانایی اقتصادی او بسیار زیاد است و می تواند از جیب خودش فیلم بسازد و وسیله کرایه کند، اما دستش به سمت دولت بود. همچنانکه در «هفت» در میان کلام های انتخاب شده برای پخش، این را هم گفتند که دولت به جای سبد کالا، به مردم فیلمهای سینمایی بدهد به عنوان یک محصول فرهنگی! فارغ از اینکه اصرار مردم بر عدم انصراف از دریافت یارانه، این نتیجه را میدهد که برای مردم عادی، مقوله خوردن و معاش، اولویت بسیاری نسبت به سایر محصولات دارد و بنابراین، این حرف، از یک عنوان کلامی فراتر نخواهد رفت. آیا با وجود این نگرشها در میان خود سینمایی ها، اینکه دولت برود تا خود سرمایه دهیم و بسازیم و کنترل کنیم، صرفا یک فرضیه دست نیافتنی نیست؟

