
بعید است که نسل فعلی دیگر فرصتی برای خودنمایی در تیم ملی داشته باشد و حالا فصل تغییر فرارسیده و با یا بدون قلعهنویی، بسیاری از این بازیکنان خودخواسته یا به زور باید لباس ملی را از تن در بیاورند تا نسل تازهای پا به میدان بگذارند.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، عملکرد هیچ تیم و ساختاری در دنیا، مصون از نقد نیست؛ هر ساختاری رویکردها، دستاوردها و ناکامیهایی دارد که باید در چهارچوب نقد، به آن پرداخته شود و گاهی سکوت است که باعث عقب ماندگی میشود. عقب ماندگی از ساختارهای پیشرو و گاهی حتی عقب ماندگی از خودمان. همان اتفاقی که طی یک دهه اخیر برای فوتبال ایران افتاده و چه در رده ملی و چه باشگاهی، حتی از نسخه قبلی خودمان هم عقب ماندهایم.
تیم ملی با هزار امید و آرزو راهی جام جهانی ۲۰۲۶ کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا شد. تیمی که قرعهاش طبق همان چیزی شد که امیر قلعهنویی پیش از قرعهکشی آرزو میکرد. چه بسا آسانتر و سهلتر از انتخابی که سرمربی تیم ملی داشت و نیوزلند جای هائیتی را گرفت که به لحاظ رنکینگ جایگاه نازلتری داشت و در این جام هم فقط از تیم ایران امتیاز گرفت. با این حال در شرایطی که برای اولین بار جام جهانی با حضووتبال آسیا پیدا کردهاند و در جام جهانی دیگر یک حریف معمولی به شمار نمیروند، نسل سازی خود را از جام ملتها آغاز میکنند و گاهی شاید حتی چشمداشتی به کسب مقام در سطح قاره ندارند، چون آنها نگاهشان موفقیت در جام جهانی است و بازیکنان ۱۸ تا ۲۵ ساله را در جام ملتها پرورش میدهند تا در میدانی بزرگتر از آنها بهرهبرداری کنند. برای همین است که فاصله فوتبال ژاپن با سایر تیمهای قاره از جمله ایران چشمگیر شده و فوتبال ایران هم باید مسیر خود را مشخص کند. برای کم کردن فاصلهها تیم ملی نیاز به تحول دارد و نقطه پایان سراب نسل طلایی، باید تا جام ملتها گذاشته شود.
