عصر ایران ؛ علی خیرآبادی – گاهی فوتبال، بیرحمتر از زندگی است؛ برای پسری که قرار بود وارث پله باشد، اما سرنوشت فقط اجازه داد آخرین گلش را از روی نقطه پنالتی بزند و با چشمانی خیس، از پیراهن زرد خداحافظی کند.
فوتبال حافظه عجیبی دارد. گلها را به یاد میآورد، جامها را قاب میگیرد، قهرمانها را جاودانه میکند؛ اما شکستها را نه. شکستها را به صاحبانشان میسپارد تا تا آخر عمر با خود حمل کنند.
امشب، آن شکست روی شانههای نیمار نشست.
وقتی داور سوت پایان را زد، نتیجه فقط یک عدد نبود؛ برزیل یک، نروژ دو. آن سوت، پایان یک نسل بود. پایان رویایی که از سانتوس شروع شد، از بارسلونا عبور کرد، در پاریس زخمی شد، در ریاض پیر شد و دوباره به خانه برگشت؛ اما هرگز به چیزی که از او میخواستند نرسید.
او قرار بود جام جهانی را ببرد.
اصلاً مگر میشد نبرد؟
همه چیز از همان روزی آغاز شد که نوجوانی لاغر با موهای خاصش توپ را طوری نوازش میکرد که انگار قوانین جاذبه برایش نوشته نشده بود. برزیل بعد از رونالدو، رونالدینیو، کاکا و آدریانو دنبال یک منجی تازه میگشت. کشوری که شماره ۱۰ را فقط نمیپوشد؛ آن را زندگی میکند.
شماره ۱۰ روی دوش نیمار افتاد؛ نه مثل یک پیراهن، بلکه مثل صلیبی که باید تا پایان حملش میکرد.
هر جام جهانی، قصهای برای گریه داشت.
در ۲۰۱۴، وقتی همه چیز آماده بود تا برزیل در خctedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
