۱۲ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۲۰

آشفته بود و صفحه گوشیاش را بالا و پایین میکرد، وعده تحویل سریع، قیمت پایینتر از بازار اما حالا فقط یک رسید بانکی مانده بود و یک خط خاموش که دیگر جواب نمیداد.
به گزارش مشرق، همه چیز در ابتدا خیلی واقعی و عادی به نظر میرسد از بکار بردن عبارات و جملات زیبا و فریبنده تا مدارکی که برای اثبات حقانیت خود نشان میدهند؛ اینکه این طرح محدود است و اگر دیر کنی، فرصت را از دست میدهی و از این دست جملات تکراری و در انتها مالباختگانی که از ترس گرانی بیشتر، سرمایهیشان را به راحتی به حساب این دست از شیادان واریز میکنند و بی خبر از آنکه نه خودرویی در کار است و نه قراردادی. بسیاری از کسانی که در چنین دامهایی گرفتار میشوند، میگویند طرف مقابل چنان حرفهای و حسابشده رفتار میکرد که جایی برای شک باقی نمیماند.
از این دست پروندهها کم نیستند و شاید در طول روز و ماه و سال هزاران پرونده از این دست در کلانتریها گشوده میشود، پروندهای مشابه اواخر اسفند ۱۴۰۴ وارد مسیر قضایی شد زمانی که این پرونده در شعبه اول بازپرسی دادسرای پنجم تهران تشکیل شد شاکی اعلام کرد که از طریق تبلیغات در شبکههای اجتماعی با فردی آشنا شده که خود را مسئولام خرید و فروش خودرو، فرایند معامله را صرفاً در مراکز معتبر، نمایشگاههای دارای پروانه کسب و یا مراکز تعویض پلاک رسمی انجام داده و از اعتماد به افراد ناشناس، قرارهای صوری، قیمتهای غیرمتعارف و پیشنهادهای عجولانه جداً خودداری شود. حتماً قبل از هرگونه معامله، خودرو را توسط کارشناس رسمی و معتبر بررسی فنی و بدنه کنید و از صحت اصالت خودرو، وضعیت پلاک، سابقه تصادف و هرگونه دستکاری اطمینان کامل به دست آورید.
بازار خودرو، بیش از هر زمان دیگری به میدان احتیاط تبدیل شده است؛ بازاری که در آن هر وعده ارزان، هر تحویل فوری و هر تخفیف غیرعادی باید پیش از اعتماد چند بار راستیآزمایی شود. چون گاهی فاصله میان یک فرصت خوب و یک فریب بزرگ فقط به اندازه همان رسید واریزی است که دیگر راهی برای بازگشتش نیست.
