۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۳:۰۲

در «آواتار»، نبرد بر سر منابع و سلطه، برای برخی بازتابی نمادین از سیاست امروز است؛ جایی که، همسویی ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را امتداد الگوهای فشار و استعمار نوین میخوانند.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق – جیمز کامرون همواره بهعنوان فیلمسازی شناخته شده که قدرت اصلیاش نه در داستانسرایی، بلکه در خلق نمایشهای بصری و استفاده از فناوریهای نوین سینمایی نهفته است. آثار او بیش از آنکه بر شخصیتپردازی عمیق یا روایتهای پیچیده متکی باشند، بر شکوه تصویری، جلوههای ویژه و تجربهٔ حسی تماشاگر استوارند. شخصیتهای او اغلب بر پایهٔ کهنالگوهای آشنا شکل میگیرند و از نظر دراماتیک پیچیدگی چندانی ندارند؛ با این حال، کامرون با مهارت کمنظیرش در هدایت صحنههای اکشن و نوآوریهای فنی، موفق شده جایگاهی ویژه در تاریخ سینمای بلاکباستر به دست آورد.
در سینمای کامرون، روایت معمولاً در اولویت دوم قرار میگیرد. او کمتر به این میاندیشد که مخاطب پس از پایان فیلم تا چه اندازه درگیر پرسشهای فلسفی یا احساسات عمیق خواهد شد؛ بلکه هدفش خلق تجربهای خیرهکننده و فراموشنشدن که جیمز کامرون پیش از نمایش فیلم تأکید میکند اثرش با هوش مصنوعی مولد ساخته نشده است. او روند تولید را بهصورت ترکیبی از بازیگران موشنکپچر و نسخههای دیجیتال نمایش میدهد. با این حال، این توضیح بیشتر بر تفکیک «AI مولد» تمرکز دارد تا واقعیت گستردهتر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در صنعت جلوههای ویژه.
در نهایت، آنچه باقی میماند همان دوگانگی همیشگی است: از یک سو فیلمی با مهارت فنی خیرهکننده و جهانسازی عظیم، و از سوی دیگر روایتی که همچنان درگیر تکرار الگوها و ریسکهای محدود است. کامرون بار دیگر نشان میدهد که استاد ساخت جهانهای بصری است، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این جهانها در نهایت به اندازه تصویرشان در حافظه ماندگار خواهند شد یا نه.
