
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزگاری که مرز میان دین، سیاست و رسانه هر روز کمرنگتر میشود، فهم تحولات جهانی بدون درک «الهیات حاضر در سیاست» ناممکن است. از واتیکان تا جریانهای انجیل در آمریکا، دین نهتنها از عرصه عمومی حذف نشده، بلکه در قالبهای تازهای به یکی از نیروهای شکلدهنده معادلات قدرت تبدیل شدهاست. در این میان، جایگاه ایران بهعنوان یک «واقعیت تمدنی» و نحوه مواجهه نهادهایی چون واتیکان با آن، نیازمند بازخوانی دقیقتری است، بهویژه در پرتو تحولات اخیر و جنگی که بار دیگر نشان داد نزاعها، تنها نظامی نیستند، بلکه در سطح معنا و روایت نیز جریان دارند.
بنابر روایت تسنیم، برای فهم نظم جهانی معاصر، نمیتوان صرفاً به دولتها و ائتلافهای نظامی چشم دوخت. برخی از اثرگذارترین بازیگران، آنهایی هستند که در ظاهر، قدرت سخت ندارند، اما در عمق، بر ذهن و ضمیر جوامع تأثیر میگذارند. واتیکان دقیقاً از همین جنس است؛ نهادی که اگرچه در قالب یک دولت-شهر کوچک تعریف میشود؛ اما در واقع، شبکهای جهانی از معنا، هویت و نفوذ فرهنگی را نمایندگی میکند.
واتیکان، با تأکید بر اخلاق و عدالت، نشان داد که هنوز میتوان صدایی متفاوت در برابر منطق قدرت بود. در مقابل، برخی جریانهای دیگر نشان دادند که چگونه میتوان دین را به ابزاری برای توجیه قدرت تبدیل کرد.
در این میان، ایران در نقطهای قرار دارد که میتواند نقش مهمی ایفا کند، نه صرفاً بهعنوان یک دولت، بلکه بهعنوان یک تمدن. اما تحقق این نقش، نیازمند گذار از حالت واکنشی به کنش فعال است؛ کنشی که در آن، ایران خود روایتگر هویت، تاریخ و جایگاهش در جهان باشد.
پیام روشن است؛ در جهانی که روایتها سرنوشت سیاست را رقم میزنند، سکوت یا انفعال، بهمعنای واگذاری میدان است. ایران، اگر بخواهد جایگاه واقعی خود را بازیابد، باید زبان روایت خود را پیدا کند، زبانی که هم ریشه در تاریخ داشتهباشد و هم با مخاطب امروز سخن بگوید.
*دکترای تخصصی کلام تطبیقی
