
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، این فیلم سعی می کند، مشکلات زنان از مشکلات اشتغال و تبعیض جنسیتی تا مسائل مربوط به ازدواج، طلاق، اسیدپاشی، محدودیتهای اجتماعی مانند ممنوعیت حضور زنان در استادیومها، همه و همه در این فیلم مطرح میشوند. با این حال، همین گستردگی و تلاش برای پوشش دادن تمامی این مسائل، به یکی از نقاط ضعف اصلی فیلم تبدیل شده است. بهطوری که به نظر میرسد سازندگان بیشتر دنبال تصویرسازیاند تا مسئلهیابی.
شوهر ستاره با فهرست بلندبالایی از مشکلات زنان شروع میکند، اما هیچگونه اولویتبندی یا عمقبخشی به این مسائل ارائه نمیدهد. از یک سو، ما شاهد مشکلات اقتصادی و اخراج فریبا از کارگاه عروسکسازی هستیم، از سوی دیگر، مسائل مربوط به ازدواج و طلاق مطرح میشود. همزمان، معضلاتی مانند اسیدپاشی، ممنوعیت حضور زنان در استادیومها، مشکلات معیشتی و حتی دشواریهای ازدواج مجدد به تصویر کشیده میشود. این پراکندگی باعث میشود که هیچکدام از این مسائل به اندازه کافی فرصت دراماتیزهشدن پیدا نکنند و تماشاگر نتواند ارتباط عمیقی با هیچیک از آنها برقرار کند و بیشتر به التهاب فضای فکری زنان میانجامد.
پایانبندی فیلم اگرچه امیدوارکننده است، اما به نوعی سادهانگارانه نیز به نظر میرسد. فیلم به جای ارائه راهحلهای عملی برای مشکلات زنان، ترجیح داده است با نشان دادن توانایی زنان در رویارویی با مشکلات، پیام امیدواری بدهد. این در حالی است که بسیاری از مسائل مطرح شده در فیلم، نیازمند تغییرات ساختاری و اجتماعی هستند که به تنهایی توسط زنان قابل حل نیستند.
هر چه فیلم در قصه مشکل دارد، بازیها چشمگیرند، گریمها از بهترینهای جشنواره ۴۳ هستند، دیالوگنویسی گیرا، درست و همراهکننده است؛ و حیف که حجم اغراق فیلم مثل حجم زیادی نمک در غذاست که تمام مواد اولیه خوب را هدر میدهد. شوهر ستاره با عنصر اغراق متریال بسیاری را هدر داده است.
زهرا رایگانی
