
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن، در یادداشتی نوشت: ظهور سلسله صفوی در سده دهم هجری، فراتر از یک جابهجایی ساده در قدرت سیاسی، آغازی بر یک «فرصت تمدنی» بیبدیل برای جهان تشیع بود. در این دوره، تشیع امامیه از وضعیت پراکندگی جغرافیایی و محدودیتهای یک اقلیت مذهبی، به سوی شکوفایی در قالب یک هویت متمرکز، نهادمند و تمدنساز حرکت کرد. این تحول بنیادین، محصول همافزایی هوشمندانه میان ساختار سیاسی و نخبگان علمی برجستهای بود که با نگاهی «منظومهای»، فراتر از مرزهای فقه و کلام سنتی گام برداشتند. عالمان بزرگی همچون محقق کرکی، ملاعبدالله بهابادی یزدی و شیخ بهایی، با درک الزامات زمانه، نه تنها به تثبیت مبانی اعتقادی و مهندسی فرهنگی جامعه پرداختند، بلکه با نهادسازی حوزوی و دیپلماسی علمی، پیوندی استوار میان قطبهای دانش در شیراز، اصفهان و نجف ایجاد کردند.
بنابر روایت ایلنا، یادداشت پیشرو به تبیین ابعاد این گذار تمدنی و نقش راهبردی عالمان در صیانت از استقلال و پویایی جهان تشیع در این مقطع حساس تاریخی میپردازد.
ترکیبی از استقلال علمی، نهادسازی حوزوی، دیپلماسی مذهبی و سیاسی به عنوان تجربهای موفق در حافظه تاریخی تشیع ثبت شود؛
و این تجربه به سرمایهای پایدار برای جهان تشیع از قرن دهم هجری تا امروز تبدیل گردد؛ سرمایهای که همچنان در فهم نقش حوزهها و عالمان شیعه در عرصههای علمی، اجتماعی و سیاسی الهامبخش است.
این یادداشت نشان میدهد که تمدنسازی شیعی در دوره صفویه صرفاً یک محصول تصادفی قدرت سیاسی نبود، بلکه حاصل همافزایی میان دولت، نخبگان علمی و نهادهای حوزوی بود؛ همافزاییای که به تشیع امکان داد ضمن حفظ هویت خود، در برابر دشمنان و رقبای تاریخیاش مصونتر و منسجمتر ظاهر شود.
