خطر گره زدن سرنوشت به علم نجوم

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، علم نجوم در گذشته معمولاً دو شاخه داشت؛ یک شاخه، جنبهٔ علمی و رصدی آن بود که به شناخت ستارگان، سیارات، حرکت اجرام آسمانی، تقویم و ساختار جهان می‌پرداخت و امروز بیشتر با نام اخترشناسی و کیهان‌شناسی شناخته می‌شود. شاخهٔ دیگر، «تنجیم» یا نجومِ احکامی بود که تلاش می‌کرد از حرکت ستارگان و سیارات، سرنوشت انسان‌ها و حوادث آینده را پیش‌بینی کند و به همین دلیل در بسیاری از فرهنگ‌ها در شمار علوم غریبه قرار می‌گرفت. این دو حوزه در گذشته گاهی درهم آمیخته بودند، اما امروزه از یکدیگر جدا دانسته می‌شوند.

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۳:۲۰
خطر گره زدن سرنوشت به علم نجوم

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، علم نجوم در گذشته معمولاً دو شاخه داشت؛ یک شاخه، جنبهٔ علمی و رصدی آن بود که به شناخت ستارگان، سیارات، حرکت اجرام آسمانی، تقویم و ساختار جهان می‌پرداخت و امروز بیشتر با نام اخترشناسی و کیهان‌شناسی شناخته می‌شود. شاخهٔ دیگر، «تنجیم» یا نجومِ احکامی بود که تلاش می‌کرد از حرکت ستارگان و سیارات، سرنوشت انسان‌ها و حوادث آینده را پیش‌بینی کند و به همین دلیل در بسیاری از فرهنگ‌ها در شمار علوم غریبه قرار می‌گرفت. این دو حوزه در گذشته گاهی درهم آمیخته بودند، اما امروزه از یکدیگر جدا دانسته می‌شوند.

بنابر روایت تسنیم، تنجیم در اصلِ تاریخیِ خود، دانشی کاملاً بی‌ریشه و موهوم تلقی نمی‌شد، بلکه در برخی سنت‌های کهن، بخشی از آگاهی نسبت به نظم آسمان و ارتباط آن با حوادث عالم دانسته می‌شد. قرآن نیز در ماجرای حضرت ابراهیم نبی علیه‌السلام به این مسئله اشاره می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ * فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ». بسیاری از مفسران این آیات را نشانهٔ آشنایی حضرت ابراهیم با دانشی مرتبط با ستارگان دانسته‌اند. در روایاتحمت خدا، اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده الهی است؛ و گناهانی که فضای زندگی انسان را تیره می‌کند، سحر، کهانت، ایمان به نجوم و تکذیب قَدَر الهی است؛ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تَقْطَعُ الرَّجَاءَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الثِّقَةُ بِغَیْرِ اللَّهِ وَ التَّکْذِیبُ بِوَعْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُظْلِمُ الْهَوَاءَ السِّحْرُ وَ الْکِهَانَةُ وَ الْإِیمَانُ بِالنُّجُومِ وَ التَّکْذِیبُ بِالْقَدَر.» (معانی الأخبار، ص271)

مقصود از «ایمان به نجوم» در این روایت، اصلِ شناخت ستارگان یا استفاده علمی از نجوم نیست، بلکه باور به این است که ستارگان به‌صورت مستقل و قطعی سرنوشت انسان را رقم می‌زنند و اراده الهی، دعا، اختیار و سنت‌های خداوند در برابر آن بی‌اثر است. به همین دلیل، این نوع نگاه در کنار کهانت و سحر قرار گرفته؛ زیرا انسان را از توکل به خدا دور کرده و به نوعی وابستگی فکری و روحی به غیر خدا می‌کشاند.

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *