21 تیر 1397 – 08:19
موی سفید و صدای غمگینش نشان میدهد که هنوز هم به سوگ برادرش نشسته؛ برادری که به گفته خودش هم فرزندش بود، هم دوستش و هم شاگردش.

به گزارش سرپوش، ٧ سال پیش درست در همین روزها بود که برادرش را از دست داد. پسر ٣٠ سالهای که یکی از مردان آهنین ایران بود و در چندین مسابقه افتخارآفرینی کرد. روحالله داداشی که کشتهشدنش به دست یک پسر ١٨ساله، خشم مردم ایران را برانگیخت. مردمی که تاب قتل قهرمانشان را نداشتند. حالا ٧سال از آن تیرماه غمانگیز سال ٩٠ میگذرد، ولی علی هنوز هم با شنیدن اسم روحالله بغض میکند.

نمیشود گفت که یادآوری آن روزها حالش را بد کرده است، چون علی داداشی هر روز و هرشب به آن اتفاق و آن ۴٠روز وح”>نباید به این سرعت حکمش را اجرا میکردند. باید تحقیقات بیشتری در اینباره صورت میگرفت. او یک بچه بود و هنوز به ١٨سالگی هم نرسیده بود. قدرت تصمیمگیری نداشت. برادرم مظلوم بود و اهل دعوا نبود. اگر هم کاری کرده بود، از روی عمد نبوده و حتما ترسیده بوده. برای همین کاش به او فرصت زندگی کردن میدادند. به اندازه کافی تنبیه شده بود. ای کاش زنده میماند ولی در زندان زندگی میکرد. فقط زنده بود و ما هرازگاهی او را میدیدیم. دلم برایش بیشتر از قبل تنگ میشود. در هر شرایطی به یاد علیرضا میافتم و میگویم ای کاش بود. ای کاش نفس میکشید. ولی دیگر فایدهای ندارد. ما برادرم را از دست دادیم و مشخص نشد که ماجرای اصلی چه بوده است.»
انتهای پیام
