معراج یاری
روزنامه اعتماد
ایران سالهاست در آینه حقیقت با چهرهای نگرانکننده روبهرو است: کمبود منابع آب. هر بار که مخازن سدها خالی میشود یا تصاویر فرونشست دشتها منتشر میشود، افکار عمومی دوباره با این پرسش مواجه میشود که «چرا مردم کمتر صرفهجویی میکنند؟» اما مساله فقط یک دعوت ساده به کممصرفی نیست. این یک کنش جمعی است؛ چیزی که در ادبیات علوم اجتماعی، از مانسول اولسن گرفته تا نوربرت الیاس، همواره با چالشهایی چون سواری مجانی، نبود اعتماد عمومی و دشواری هماهنگی همراه بوده است.
این همان چیزی است که اولسن در کتاب منطق کنش جمعی (۱۹۶۵) توضیح میدهد: در هر اقدام مشترک، افراد ممکن است مشارکت نکنند، چون مطمئنند نتیجه بدون آنها هم حاصل میشود. از نگاه پیتر برگر و توماس لاکمن، واقعیت اجتماعی چیزی نیست جز محصول روایتها، نمادها و برساختهای مشترکی که مردم به آن باور دارند. این ایده در کتاب برساخت اجتماعی واقعیت (۱۹۶۶) آمده است؛ جایی که آنها تاکید میکنند معنا زمانی شکل میگیرد که «یک امر اجتماعی در قالب روایت و تفسیر تثبیت شود.»
بنابراین اگر بحران آب صرفا مجموعهای از آمارهای علمی باشد، برای مردم «امر شخصی» نمیشود. اما وقتی به بخشی از داستان روزمره و هویت جمعی تبدیل شود، مسوولیتپذیری شکل میگیرد. این همان پی return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
