
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، یکی از کتابهایی که پس از شهادت حاجقاسم سلیمانی درباره اینشخصیت منتشر شد، «متولد مارس» با عنوان فرعی «جستاری در خاطرات دوستان و همرزمان حاجقاسم سلیمانی» بود که به اهتمام علی اکبری مزدآبادی توسط انتشارات یازهرا به چاپ رسید.
کتاب مورد اشاره دربرگیرنده خاطرات چهرههای مختلف نظامی و سیاسی کشور و همچنین دوستان و نزدیکان شهیدسلیمانی است که سهخاطره آن درباره موقعیتهای مرگباری است که پیش از شهادت برای حاجقاسم پیش آمدهاند. راوی دوخاطره مشخص و نام راوی یکی از اینخاطرات نیز بهدلایل امنیتی محفوظ است.
در ادامه اینسهخاطره را مرور میکنیم؛

انفجار خودروی انتحاری
راوی: علی عنابستانی
در جریان عملیات آزادسازی ت اینکه بلوک را روی دیوار گذاشتم، تکتیرانداز بلوک را هدف قرار داد و طوری زد که خرد شد و تکههایش روی سر و صورتمان ریخت. حاجقاسم کمی از آنجا فاصله گرفت. وقتی دوباره رفت با دوربین دید بزند، اینبار گلوله از کنار گوشش رد شد و روی دیوار نشست. خلاصه به خیر گذشت. بعد از شناسایی برای تجدید وضو وارد یکخانه شدیم. با توجه به اتفاقات قبلی، حسم این بود که اوضاع اصلا مناسب نیست؛ لذا با اصرار زیاد حاجی را سوار ماشین کردیم و راه افتادیم. هنوز زیاد از آنجا فاصله نگرفته بودیم که ناگهان همانخانه کاملا منفجر شد. در آنحادثه هفده نفر شهید شدند. حاجی به من گفت: «حسین! امروز چندبار نزدیک بود شهید شویم، اما حیف…!»
