
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، کتاب «خیلی محرمانه؛ خاطرات حسن تابانمنش از کودکی تا پایان ماموریت در مصر» نوشته فاطمه ملکی دی ماه ۱۴۰۳ توسط نشر ۲۷ بعثت منتشر و راهی بازار نشر شد و دربرگیرنده خاطرات یکی از مسئولان امنیتی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران است که بیش از ۳۰ سال با گروهک منافقین، نیروهای حزب توده و معاندین جمهوری اسلامی ایران مبارزه کرده و در سالهای دفاع مقدس و پس از جنگ ماموریتهای امنیتی و اطلاعاتی را در خارج از کشور انجام داده است.
چندی پیش مرور و بررسی اینکتاب را آغاز کردیم که قسمت اول و دوم آن در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:
«خاطرات ضربهزدن به توده در شیراز و شنود از کانال کولر»
«دنبال اینپرونده را نگیر وگرنه اخراج میشوی!/ضربه سپاه به حزب بعث عراق در لبنان»
در ادامه مشروح سومینقسمت از بررسی و مرور کتاب «خیلی محرمانه» را میخوانیم؛
جنگ داخلی لبنان و کلیدخوردن جدایی حزبالله از سپاه
حسن تابانمنش از روزهای درگیری بین جنبش امل و حزبالله در منطقه اقلیم التفاح لبنان اینروایت را دارد: «حرکت امل با کاتیوشا و توپخانه داپما منطقه را میزد. در حرکت امل منابعی داشتم که به ما کد و مواقع گلولهباران را میدادند. ساخی اسپانیا و حمایت مشترک آمریکا و شوروی برگزار شد. جواهری در کتاب «خیلی محرمانه» علت سکوت ایران در اینکنفرانس را بهطور خلاصه بیان کرده است. او میگوید در اینکنفرانس، همه دنبال صلح بودند و حتی سوریه هم اجازه نداد کسی جلوی انعقاد قرارداد مادرید را بگیرد. ایران هم در موقعیتی نبود که بهتنهایی جلوی امضای قرارداد را بگیرد. در نتیجه سکوت کرد.
پس از امضای پیمان مادرید که در نهایت به پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ انجامید، شرایط رکود و نخوت در کارهای اطلاعاتی ایجاد شد و جواهری هم که به روزهای پایانی ماموریت خود در لبنان نزدیک میشد، تمایلی به ماندن نداشت. در نتیجه مردادماه ۱۳۷۰ به ایران بازگشت.
صادق وفایی
ادامه دارد …
