رستم، با آنکس که به تاراج ایران آمده بود چه کرد؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در شاهنامه فردوسی و در جنگ‌های کین خواهی سیاوش، داستان کاموس کشانی اهمیت خاصی دارد. در این داستان قسمت جالبی را می‌خوانیم که رستم پس از شکست‌های پیاپی سپاه ایران در برابر توران، برای یاری به فرمان کیخسرو به سپاه ایران می‌پیوندد. وقتی که آنها در آستانه شکست قطعی بودند رستم که راه سه روزه را یک روزه طی کرده و رخش نعل انداخته و اسب را نعل جدید می‌زند و یک روز سوارش نمی‌شود، و این طور می شود که پیاده به جنگ اشکبوس می‌رود و پهلوان نام‌آور تورانی را بها یک تیر و با تمسخر و تحقیر شکست سختی می‌دهد.

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۵:۲۰
رستم، با آنکس که به تاراج ایران آمده بود چه کرد؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در شاهنامه فردوسی و در جنگ‌های کین خواهی سیاوش، داستان کاموس کشانی اهمیت خاصی دارد. در این داستان قسمت جالبی را می‌خوانیم که رستم پس از شکست‌های پیاپی سپاه ایران در برابر توران، برای یاری به فرمان کیخسرو به سپاه ایران می‌پیوندد. وقتی که آنها در آستانه شکست قطعی بودند رستم که راه سه روزه را یک روزه طی کرده و رخش نعل انداخته و اسب را نعل جدید می‌زند و یک روز سوارش نمی‌شود، و این طور می شود که پیاده به جنگ اشکبوس می‌رود و پهلوان نام‌آور تورانی را بها یک تیر و با تمسخر و تحقیر شکست سختی می‌دهد.

بنابر روایت مهر، در این جنگ تمام نیروهای آن زمان به یاری سپاه توران آمده‌اند از هند و چین و سقاب و وَهر و سقلاب و… و همه شهرها و کشورهای آن زمان.

بعد از رزم با اشک اشکبوس رستم با کاموس می‌جنگد، پهلوان دیگری از توران که او را هم به سختی شکست می‌دهد و دست‌بسته پیش سپاه ایران می‌آورد تا هر کدام با زدن زخمی او را از میان بردارند، بعد از آن چنگش با رستم به جنگ می‌آید، و بعد سپاه خاقان چین ext-align:justify”>چو از دست رستم رها شد کمند،
سر نامدار اندرآمد به بند

ز پیل اندر آورد و زد بر زمین
ببستند بازوی خاقان چین

پیاده همی راند تا کوه شهد
نه پیل و نه تخت و نه تاج و نه مهد

به این ترتیب، لشکری که افراسیاب از سراسر جهان مسکون آن دوران گردآورده بود تا ایران را شکست دهد، به صورتی شرم‌آور شکست می‌خورد و پهلوانان بزرگشان کشته و گریخته، و پادشاهانشان اسیر می‌شوند و سپاه ایران با پیروزی و غنائم بسیار آنها را پیاده و دست بسته به دربار کیخسرو، فرهمندترین شاه شاهنامه می‌آورد. در پایان داستان باز هم صدای فردوسی حکیم را می‌شنویم که:

چنین است رسم سرای فریب
گهی بر فراز و گهی بر نشیب

چنین بود تا بود گردان سپهر
گهی جنگ و کین و گهی شهد و مهر

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *