کشتی‌های دشمن را در خلیج‌فارس با ملاحظه و وسواس می‌زدیم/خلبان‌های اسرائیلی را درک نمی‌کنم!

زمان جنگ با چه‌ذلتی می‌گشتیم کشتی‌های دشمن را پیدا می‌کردیم. کلی هم ملاحظه داشتیم که فلان‌جایش آبی است یا عرشه‌اش قرمز است و چه و چه! همان‌موشک ماوریک که شما گفتی، خیلی‌راحت می‌رود و به هدف می‌خورد. اما ما همه سعی را می‌کردیم به عرشه نزنیم که کشتی قابلیت بازسازی داشته باشد.

کشتی‌های دشمن را در خلیج‌فارس با ملاحظه و وسواس می‌زدیم/خلبان‌های اسرائیلی را درک نمی‌کنم!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، جهانگیر قاسمی یکی از خلبا‌ن‌های نیروی هوایی است که پس از تکمیل آموزش‌ها در ایران و اعزام به آمریکا، به میهن بازگشت و برای خلبانی هواپیمای شکاری فانتوم F4 انتخاب شد. او در سال‌های جنگ از دوستان و همرزمان خلبانی چون زنده‌یاد منوچهر محققی بود و سال‌های پس از جنگ نیز با این‌خلبان فقید و پیشکسوت رفت و آمد و رفاقت داشت.

او پس از جنگ به هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ منتقل شد و پس از نیروی هوایی به پرواز با هواپیماهای مسافربری مشغول شد تا این‌که سال ۱۳۹۴ بازنشسته شد.

در فرصتی که برای گپ و گفت با این‌خلبان پیش آمد، خاطرات جنگی او و موضوعات مربوط به منوچهر محققی به‌عنوان یکی از خلبانان نیروی هوایی که ایثار کردند و قدر ندیدند، پرداختیم.

قسمت‌های اول و دوم این‌گفتگو چندروز پیش منتشر شد که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:

«نزدیک بود هواپیمای سوخت‌رسان خودی را به اشتباه بزنیم!/آموزش‌های استاد آمریکایی در جنگ به کارم آمد»

<ن گفتم مرا پیاده کنید و کسی بالا نیاید. 

چون چتر به گردنم گرفته بود، گردنم قرمز شده بود. وارد خانه که شدم آشنایان خانمم آمده بودند مهمانی. مادربزرگش هم بود. پیرزن متدین و خوبی بود. یک سلام و احوالپرسی معمولی کردیم و نشستیم به صحبت. اول بی‌خیال بودند. چون در جریان نبودند در واقع چه‌اتفاقی افتاده است. ولی وقتی چندتا تلفن به خانه شد و دوستانم برای دیدنم به خانه آمدند، تازه شستشان خبردار شد. بچه‌ها که گفتند «جهان! چه شد؟ موشک خوردید؟ چندتا؟»، از آن‌طرف دیدیم خانمم در آشپزخانه افتاده و چای نمی‌آورد. چندنفر دیگر از نزدیکانش هم وقتی فهمیدند، از حال رفتند.  

صادق وفایی

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *