
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، حادثه تلخ انفجار در بندر شهید رجایی هم موجب غم و اندوه ایرانیان شد هم خوراک و دستاویز رسانهای خوبی به شبکههای ضدایرانی داد. بهجز صفحات مختلف فضای مجازی که با استوریهای مختلف و اظهارنظرهای سنجیده و ناسنجیده پر شده، رسانههایی فارسیزبان هم بهشدت مشغول هستند و به تولید محتوا میپردازند.
مطالعه رفتار چنینشبکهها و رسانههایی دو سویه دارد؛ سویه اول مربوط به رسانه و همینشبکهها هستند و سویه دوم مربوط به مردم و دایره مخاطبان. در سویه دوم و چرایی اینکه چرا بهچنین شبکههایی رجوع میشود، میتوان به پاسخ ساده و صریحی رسید؛ اینکه احساس نیاز باعث میشود مخاطب به چنینشبکههایی مراجعه کند و ایناحساس نیاز هم در نبود کتاب و فرهنگ ایجاد میشود.
اما در سویه اول و مطالعه رفتار چنینرسانههایی که کارفرمایانشان با دلار دستمزدشان را میدهند، میتوان از چندکتاب در بازار نشر کشور استفاده کرد؛ «دیگر اخبار نخوانید!»، «اخبار» و «امپراتوری توهم». شبکههای ضدایرانی فارسیزبان در طول سال مشغول استفاده و بهرهبرداری از حوادثی مثل انفجار در بندرعباس هستند تا چند پسر و دختر جوان را در قالب کارشناس و مجری که البته هیچکدام از این دو نیستند، مقابل دوربین نشانی اشاره میکند. نیل پستمن دیگر نویسنده و نظریهپرداز آمریکایی گفته جورل اورول در رمان خود، از کسانی میترسید که ما را از اطلاعات محروم کنند اما هاکسلی از کسانی میترسید که ما را چنان در اطلاعات غرق کنند که به بیتفاوتی و خودبینی دچار شویم. به بیان سادهتر اورول میترسید حقیقت از ما پنهان داشته شود اما هاکسلی میترسید حقیقت به گسترهای از امور بیهوده و بیاهمیت کشانده شود. تحلیل پستمن این است که در رمان ۱۹۸۴ مردم با رنج تحمیلی کنترل میشوند و در دنیای قشنگ نو با لذت تحمیلی.
کریس هجز معتقد است نظامهای توتالیتر در قالب جنبشهای پروپاگانداییای آغاز میشوند که ظاهراً به مردم میآموزند «هرچه دوست دارند باور کنند». اما این حقهای بیش نیست.
