
جنگ، تنها یک رویارویی فیزیکی میان دولتها یا گروهها نیست، بلکه پدیدهای مخرب است که ابعاد فرهنگی، روانی و اجتماعی جوامع را نیز دستخوش تغییرات عمیق میکند. در این میان، کودکان بهعنوان آسیبپذیرترین گروه اجتماعی، بیشترین لطمه را از این تغییرات پنهان و آشکار میبینند.
بر اساس مادهی ۲۹ کنوانسیون حقوق کودک، آموزش کودکان باید معطوف به «توسعه شخصیت، استعدادها و تواناییهای ذهنی و جسمی کودک، در بالاترین حد توانایی او» و «تربیت کودک در روحیه احترام به هویت فرهنگی، زبان، ارزشهای ملی و میهنی» باشد. تجاوز نظامی اسرائیل به ایران، نه تنها تهدیدی علیه جان و امنیت فیزیکی کودکان ایرانی بود، بلکه ریشههای فرهنگی، تاریخی و هویتی آنان را نیز هدف قرار داد. در چنین شرایطی، کودکان ایرانی در معرض خطر جدی از دست دادن پیوندهای معنوی با نمادهای ملی، زبان، فرهنگ، تاریخ و اسطورههای خود قرار گرفته و در نهایت، دچار بحران هویت میشوند.
در زمان جنگ، اولویت خانوادهها و جامعه به سمت تأمین نیازهای اولیه و امنیت فوری سوق پیدا میکند. برنامههای آموزشیان احساسات کودک فراهم کنید و در بحثها، مفاهیم مثبت ملی را برجسته کنید تا حس امیدواری و افتخار ملی در کودک باقی بماند.
هویت ملی و فرهنگی، شالوده شخصیتی و روانی هر کودک را میسازد. جنگ، علاوه بر تهدید مستقیم جسم و جان، بهصورت پنهان، بنیانهای هویتی کودکان را هدف قرار میدهد و آنان را به نسلی بیریشه و بیتعلق بدل میسازد. حمایت از هویت فرهنگی، یک وظیفه قانونی و اخلاقی برای دولتها و جامعه است و والدین در این مسیر، نقش کلیدی ایفا میکنند. امروز، بیش از هر زمان، باید به این درک برسیم که پاسداری از هویت ملی کودکان، همان پاسداری از موجودیت و دوام کشور است. نسل آینده، تنها با ریشههای عمیق فرهنگی و ملی، قادر به ایستادگی، مشارکت فعال و ساختن فردایی بهتر خواهد بود.
* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
