دنیای اقتصاد – محمدحسین حسینی: با نگاهی به تاریخ معاملات بازارهای داخلی کشور، میتوان پیبرد که نزدیکی به توافق با غرب، یا دور شدن از آن تاثیری آنی روی برخی متغیرهای اقتصادی مانند نرخ ارز دارد. در مقابل، بهبود روابط سیاسی با سایر کشورها، به سرعت روی سایر متغیرهای اقتصادی اثر نمیکند؛ متغیرهایی مانند رشد، فقر، رفاه و اشتغال. با این حال، از سرگیری روابط اقتصادی با کشورهای پیشرفته، میتواند در بلندمدت و از طریق کانالهای مختلف روی اقتصاد خانوارها تاثیرگذار باشد.
![]()
نهاییشدن تفاهم، به طور یکشبه استانداردهای زندگی افراد را تغییر نمیدهد، اما میتوان گفت که این تفاهم، میتواند پیشزمینهای را برای افزایش رشد اقتصادی فراهم کند. تقویت روابط اقتصادی و سیاسی میتواند به عنوان یکی ابط با غرب ظرفیت رشد اقتصاد ایران را افزایش میدهد، اما میزان تحقق این ظرفیت به کیفیت سیاستهای داخلی وابسته است.
به زعم کارشناسان، سیاستگذاران در خصوص کاهش فقر و افزایش سطح رفاه، نیازمند اصلاحات ساختاری هستند. در این راستا تورم، بهویژه برای فقرا، نوعی مالیات پنهان محسوب میشود. سیاستهای پولی و مالی مسوولانه که به کاهش تورم منجر شوند، قدرت خرید خانوارهای کمدرآمد را حفظ میکنند. بررسی تجربه بسیاری از کشورهای دنیا نشان میدهد که مهار تورم یکی از مهمترین سیاستهای ضد فقر بوده است. همچنین فساد و انحصار معمولا هزینه تمامشده کالاها و خدمات را افزایش میدهند و فرصتهای اقتصادی را محدود میکنند. افزایش رقابت و بهبود حکمرانی میتواند به نفع اقشار کمدرآمد تمام شود.
