نیلز گیلمن، فارن پالیسی— در آستانۀ یک دگرگونی در روابط بینالملل هستیم که به اندازۀ سالهای ۱۹۱۹، ۱۹۴۵ یا ۱۹۸۹ مهم است. همچون برهههای پیشین، پایان نظم بینالمللی لیبرال لحظهای آکنده از امید و هراس است، زیرا قطعیتهای کهنه، چه خوب و چه بد، رنگ میبازند. هژمونیای که پس از جنگ سرد و در دهۀ ۱۹۹۰ پدید آمد بر پایهٔ چند اصل اساسی استوار بود:
الف، مرزهای بینالمللی نباید با زور تغییر کنند؛
ب، اصل حاکمیت ملی همچنان معتبر است، مگر در صورت وقوع نقض شدید حقوق بشر؛
ج، همۀ کشورها باید به ادغام اقتصادی و مالی جهانی روی آورند، زیرا تجارت آزاد و منصفانه به سود همگان خواهد بود؛
و د، اختلافها میان کشورها باید از طریق مذاکرات حقوقی در نهادهای چندجانبه حلوفصل شود.
البته هر یک از این اصول در پانزده سال اخیر به شکلی به چالش کشیده شدهاند، اما آنچه تیر خلاص را زد چرخش خود ایالاتمتحده بود، کشوری که در دهههای اخیر مدعی دفاع از این اصول بود، اما اکنون همۀ آنها را رد میکند. همانطور که ناتان گاردلز گفت، در دورۀ دوم ریاستجمهوری ترامپ، آمریکا خود به اصلیترین قدرت تجدیدنظرطلب در جهان تبدیل شده است.
در شرایطی که نظم پیشین در حال احتضار است، پرسش اصلی این است که نظم نوپدید چه ویژگیهایی خواهد داشت. فارغ از نامی که در آینده بر ا const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
