حسین قتیب*
خواندن بوستان و گلستان فقط آشنایی با نثر و نظم سعدی نیست؛ نوعی ورود به دستگاهی از اندیشیدن است که میتوان آن را «عقلانیت ایرانی» نامید. این عقلانیت، نه عقلانیت خشکِ فلسفی به معنای مدرسهای آن است، نه صرفاً اخلاقگرایی پندآموز. بیشتر نوعی خرد عملی است؛ خردی که در دل زندگی روزمره، سیاست، معاشرت، قدرت، فقر، دین، عشق و تجربه تاریخی شکل گرفته است.
در این عقلانیت، انسان موجودی کاملاً فرشتهخو یا کاملاً شیطانی فرض نمیشود. سعدی انسان را با همه تناقضهایش میبیند: هم نیازمند نان است، هم تشنه معنا؛ هم به قدرت نزدیک میشود، هم از ستم قدرت میترسد؛ هم میتواند بخشنده باشد، هم خودخواه؛ هم اهل عبادت است، هم گرفتار ریا. از همینجاست که عقلانیت ایرانی در آثار سعدی، بیش از آنکه آرمانگرایانه و انتزاعی باشد، تجربهمحور، محتاط، واقعبین و اخلاقی است.
در بوستان و گلستان، عقل یعنی توانایی تشخیص حد و اندازه. انسان خردمند کسی است که میداند کجا باید سخن گفت و کجا خاموش ماند، کجا باید مدارا کرد و کجا باید ایستاد، کجا باید به عدالت پناه برد و کجا باید از غرور قدرت فاصله گرفت. این عقلانیت، جهان را میدان تصادم مطلق خیر و شر نمیبیند؛ بلکه آن را عرصه پیچیدهای میداند که در آن مصلحت، اخلاق، آبرو، تدبیر و تجربه باید با هم سنجیده شوند.
از این منظر، سعدی یکی از مهمترین معلمان «اelectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
