بوتیکها مجبورمان میکنند لباسها را فقط یک بار پرو کنیم؛ نمایندگیهای خودرو اصرار میکنند چند ثانیه داخل ماشین بنشینیم؛ اسباببازیفروشیها یک ردیف اسباببازی روی پیشخوان دارند که به دست بچهها بدهند. کودک هر چیزی را که در دست بگیرد متعلق به خودش میداند و داد میزند «مالِ خودمه!». و البته ما هم در این زمینه تفاوت چندانی با کودکان نداریم.
بسیاری از خدمات در ماه اول رایگاناند یا با قیمت خیلی کم ارائه میشوند. شرکتهای مخابراتی برای مشترکین جدیدشان بستههایی با تخفیف زیاد در نظر میگیرند؛ شبکههای تلویزیون خانگی اشتراک سال اولشان را با قیمتی نزدیک به رایگان ارائه میکنند. و این قیمتها بعداً افزایش پیدا میکنند.
البته که وعده میدهند «در هر زمانی» میتوانیم اشتراکمان را لغو کنیم، اما معمولاً این کار را نمیکنیم. چون با اینکه کسی نمیتواند با یک ماه استفاده از خدمات یا محصول «مالک» آن شود، اما دورۀ آزمایشی «حس مالکیت» را در ما ایجاد میکند و برخورداری از آن محصول یا خدمات را در نظرمان ارزشمندتر جلوه میدهد.
و وقتی قیمت بالا میرود، همچنان به استفاده از آن محصول ادامه میدهیم و حاضریم -ولو با غُرغُرکردن- پول بیشتری بپردازیم ولی آنچه را که «قبلاً داشتهایم» از دست ندهیم. این همان مدل کسبوکار فروشندگان مواد مخدر است که میگویند «بار اول را مهمان ما باش». در نوبت بعد گرفتار میشویم و به التماس میافتیم.
