دنیای اقتصاد :
بررسی آمارهای بانک مرکزی در کمتر از یک دهه اخیر نشان میدهد نسبت پول به شبهپول روندی افزایشی داشته و همزمان نسبت نقدینگی به شاخص قیمتها کاهش یافته است. این تحولات بیانگر افزایش درجه پول داغ در اقتصاد و کاهش تمایل به سپردهگذاری بلندمدت است؛ بهگونهایکه نقدینگی بیش از گذشته در قالب داراییهای نقدشونده نگهداری میشود. این روندها نشان میدهد قدرت تورمزایی نقدینگی در اقتصاد نیز دستخوش تغییر شده و تا حد زیادی تحتتاثیر انتظارات تورمی و افزایش سرعت گردش پول قرار گرفته است. در چنین شرایطی، رفتار سپردهگذاران به شکلی تغییر کرده که حتی مداخلات سیاستگذار با تغییر ابزارهای پولی نیز بهتنهایی به افزایش پایدار سپردههای بلندمدت منجر نمیشود. به بیان دیگر، واکنش سپردهگذاران نشان میدهد تصمیمگیری آنها بیش از آنکه تابع نرخهای اسمی سود باشد، تحتتاثیر انتظارات تورمی و چشمانداز آینده اقتصاد قرار دارد. با این حال، در صورت تغییر انتظارات تورمی در ماههای آتی، امکان تعدیل این روندها و بازگشت بخشی از سپردهها به شبهپول وجود خواهد داشت.
کی همزمان است. در این دوره، اگرچه سیاست بانک مرکزی در کوتاهمدت اثرگذار بوده، اما این اثر پایدار نبوده است. چرا که بعد از چند ماه، نسبت پول به شبهپول دوباره افزایش پیدا کرده و به نزدیکی سقفهای قبلی رسیده است. علت این اتفاق، منفیشدن دوباره نرخ سود حقیقی بود. در نتیجه، تصمیم افراد برای سپردهگذاری صرفا تابع نرخ سود نیست؛ بلکه به انتظارات افراد از آینده اقتصاد نیز بستگی دارد. در واقع، افزایش نرخ سود توانست در مقطعی ترکیب نقدینگی را به نفع شبهپول تغییر دهد، اما این تغییر پایدار نماند و با تداوم انتظارات تورمی، نسبت پول به شبهپول دوباره روندی صعودی گرفت. به همین دلیل است که برخی معتقدند اثر نرخ سود، بر مهار تورم بیشتر در کوتاهمدت موثر بوده است.
