15 مهر 1397 – 10:03
«دهکده پزشکان» نامی است که به روستای طراران یا دلارام دادهاند. روستایی در 6 کیلومتری تفرش که از 200 خانوار آن 175 پزشک بیرون آمده.

به گزارش ایران، شاید برای شما هم سؤال باشد که چطور این تعداد پزشک از این روستا به جامعه پزشکان پیوسته است. یکی از اهالی میگوید: «بچه که بودیم جیب ما پر از گردو و بادام بود و مثل نقل و نبات بادام و گردو میخوردیم آن موقع که مثل الآن نبود که همه چیپس و پفک بخورند!» اما این جمله تنها گوشهای از پاسخ است. با ما به روستای پزشکان بیایید تا شاید پاسخ این پرسش را پیدا کنیم.
روی تابلوی کنار خیابان نوشته شده روستای دلارام (دهکده پزشکان) محور پروفسور اردشیر قوامزاده پدر پیوند مغز استخوان ایران. وارد قاب سبز روستا میشویم؛ درختان تناور بادام و گردو مثل طاقی سبز جاده را پوشانده و صدای ترد برخورد باد با برگ درختان تنها صدایی است که به گوش میرسد.
روستا خلوت است. مردی با لباس راحتی از خانه بیرون میآید و با دیدن ما کهبعد ترکش کرده. با خنده میگوید: «چون اهل ریاضیات بودم پزشک نشدم!» پارسا از روزهایی میگوید که درختان گردوی زیادی در محل بود. درختانی با ارتفاع 20 تا 30 متر: «به نظر خودم علت استعداد اهالی همان گردوهاست. خودم از چند سال پیش هر روز با صبحانه یک مشت گردو میخورم.»
انتهای جاده به درخت گردوی افسانهای طراران میرسیم. درختی که محلیها میگویند انوشیروان پادشاه ساسانی آن را کاشته. اما فارغ از این داستانها دیدن درختی به این قطر و ارتفاع و هفت شاخه تنومندش که هرکدام به اندازه یک درخت قطر دارند، به جای خود تجربهای جادویی است. چند گردو از درخت میچینم در سکوت زیر درخت مشغول خوردن میشوم. با مزه گس گردو زیر زبانم به مردم روستا فکر میکنم. واقعاً در طبیعتی به این زیبایی و این همه خوراکی تازه و طبیعی و آن همه علاقه به تحصیل، چرا نباید همه بچهها پزشک و مهندس و دریادار شوند؟
انتهای پیام
