نفتها و آبها
حسین تفهّمی/پژوهشگر و فعال در زمینه مطالعات فرهنگی
در این یادداشت سعی کردم نگاهی داشته باشم به فیلم «زندهشور» و چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر.جشنواره ای که بهسرعت شعله گرفت و خیلی زود خاموش شد.
مدتی از اتمام جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر میگذرد، و حالا اندکی پس از پایان این رویداد فرهنگی، واکاوی برخی موضوعات در تمامی ارکان آن میتواند مفید و موثر باشد.
هر جشنوارهای حاشیه دارد؛ اما بعضی سالها حاشیه از متن جلو میرود. امسال از همان روزهای نخست قابل فهم بود که فضا قرار نیست آرام بماند.
انگار کافی بود جملهای بیان و برداشتی مطرح شود تا آتشی شعله بکشد و چند نفر هم پیدا شوند که بیدرنگ بر آن بدَمَند.
در چنین فضایی، آدمها ناخواسته به دو دسته تقسیم میشوند: نفتها و آبها. نفتها همان افرادی هستند که اختلاف سلیقه را به جدال تبدیل میکنند؛ هر نقد را به دوگانه، هر سکانس را به بیانیه.
کافیست جرقهای بخورد، آنها سوخت آمادهاند. در مقابل، آبها ایستادهاند؛ کسانی که سعی میکنند مکث کنند، بشنوند و پیش از داوری، اثر را از هیاهوی اطرافش جدا کنند. صدای آبشدت آن در این دوره چشمگیرتر بود. شاید چون جامعه بیرون از سالن سینما هم آرام نیست. وقتی فضای عمومی ملتهب باشد، سینما هم از آن جدا نمیماند.
با این همه، اگر از گردوغبار هیاهو فاصله بگیریم، زندهشور فیلمی است که بیشتر به فکر فرو میبرد تا تحریک کند. نه بیانیه میدهد، نه دنبال جنجال است. همین فاصله گرفتن از شعار، برای برخی قابل پذیرش نبود و برای برخی دیگر نقطه قوت فیلم شد.
جشنواره تمام میشود، اما آنچه میماند، نحوه مواجهه ماست. اینکه در برابر یک اثر، نفت باشیم یا آب. شعله را تندتر کنیم یا بگذاریم تصویر، آرام و بیواسطه دیده شود. انتخاب سادهای نیست، اما شاید برای دیدن دقیقتر سینما، گاهی به آب بیشتری نیاز داشته باشیم تا نفت.
