02 آذر 1398 – 20:11
یک روز آفتابی بود،هیچ ابری در آسمان دیده نمیشد و در ترافیک تهران همه کلافه بودند. ساعت 11 صبح بود که به بازپرس پژوهش گزارش شد در شمیران یک پزشک با اصابت گلوله کشته شده است.

به گزارش رکنا، یک ساعت در راه بود تا اینکه به محل قتل رسید یک ویلای بسیار بزرگ در برابرش دیده می شد و در خروجی به سمت جنوب بود.
قتل در طبقه اول عمارت اصلی باغ ویلا رخ داده بود بازپرس از مامور پلیس شنید همسر دکتر مختاری فقط سایهای از یک مرد دیده بود که از در عقب مخصوص ورود ماشین به عمارت فرار کرده بود.
پس خانه ویلایی که بین دو خیابان قرار گرفته بود،دو در ورودی داشت که خودروها از دری که در ضلع شمالی و رو به شمال بود، رفت و آمد میکردند و اگر خودرویی در کار نبود، اعضای خانواده از در خروجی باغ که در ضلع جنوبی و رو به جنوب بود رفت و آمد میکردند.
دکتر مختاری متخصص جراحی پلاستیک بود و ثروتی که داشت از ارثق هم بودند ازدواج کند.
تنها دلیل
بازپرس وقتی به صحنه قتل رسید دید که در خروجی ساختمان دکتر مختاری به سمت جنوب است و عمارت در شمال حیاط قرار داشت.
ساعت 11 صبح بود یعنی آفتاب از شرق به غرب میتابید و سایههای درختان حیاط بایستی از شرق به غرب میشد – از چپ به راست – اما در تا بلوی نقاشی نقاش سایههای درختان و مجسمهها را از راست به چپ کشیده بود و نشان می داد، این نقاشی در بعدازظهر و هنگام تابیدن آفتاب از غرب به شرق کشیده شده است.
در حالی که رویا ادعا کرد در زمان تیراندازی در حال نقاشی کشیدن بود و نقاشی به خاطر همین نیمه تمام مانده است، او دروغ می گفت چون نقاشی متعلق به لحظه جنایت نبود.
انتهای پیام
