03 آذر 1398 – 07:35
پیرمردی در حالی که عصا به دست داشت، وارد اداره 11 پلیس آگاهی تهران شد و خبر از ناپدید شدن پسرش داد.

به گزارش رکنا، این پیرمرد ادعا کرد پسرش راننده تاکسی است و به همراه خودرویش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.
پلیس بعد از رایزنیهای گستردهای، وقتی هیچ سرنخی از تاکسی و راننده جوان آن به دست نیاورد، همسر مرد ناپدید شده را به آگاهی احضار و تحت بازجویی قرار داد.
سعیده، مربی بدنساز بود، در تحقیقات ادعا کرد وقتی وی به باشگاه رفته بود، همسرش خانه را ترک کرده و دیگر بازنگشته است.
این اظهارات در حالی مطرح شد که بچههای سعیده مهر تایید بر آن زدند و همه ادعا کردند پدرشان در غیاب مادر خانه را ترک کرده است.
هنوز چند قدمی به بن بست رسیدن تحقیقات پلیسی مانده بود که پیرمرد با در دست داشتن یک حلقه ویدیویی به سروان حمیدی- افسر پرونده – مراجعه کرد و از وی خواست د و آتش زدیم.
ساعتی بعد در حالی که راز ناپدید شدن راننده تاکسی فاش شده بود، سعیده بدون اینکه خود را باخته باشد، پای در اداره 11 پلیس آگاهی گذاشت و با دیدن همدستش در جای خود خشک شد.
این زن با دیدن راننده آژانس به گریه افتاد و با بیان اینکه چرا نقشهها را خراب کردهای خواست به سمت آن مرد حمله کند.
راننده آژانس وقتی این حالت را دید پی برد از افسر پرونده رو دست خورده است اما با این وجود خندهای کرد و گفت: باور کنید راحت شدم، شب و روز نداشتم عذاب وجدان من را از زندگی کردن ساقط کرده بود.
سعیده بعد از محاکمه به قصاص نفس- اعدام- محکوم شد و راننده آژانس با توجه به روند قضایی پرونده و شکایت اولیای دم به تحمل زندان محکوم شد.
انتهای پیام
