08 دی 1398 – 06:02
ساعت 8 شب بعد از بند آمدن بارش برف بود که بازپرس پژوهش از قتل دو خواهر در خانهشان مطلع شد و شنید درخیابان هنگام، وقتی پدر و مادرشان از سرکار برگشتهاند، اجساد را دیدهاند.

به گزارش رکنا، خانهای که دو خواهر در آن به قتل رسیده بودند، یک ساختمان دو طبقه شمالی بود که ابتدا باید وارد حیاط میشد بعد به ساختمان میرسید. هیچ ردپایی برای نمونه برداری به دست نیامد، به سمت ساختمان حرکت کرد، دو پله بالا رفت و به بالکن طبقه اول رسید. رو به روی پلهها، در ورودی آهنی و طوسی رنگی با شیشه های قدی قرار داشت.
در کنار در ورودی یک جا کفشی چوبی فندق رنگ بود که درهای کشویی داشت و قبل از پا دری قهوهای رنگ، یک جفت پوتین سفید رنگ پاشنه بلند که پاشیده شدن گل روی آن را لکه لکه کرده بود به چشم میخورد و در اطراف آن پوتینها و کفشهای مردانهای بود که حتماً متعلق به تیمهای تجسس بود.
بازپرس کفشهایش خانه شده و این درحالی بود که یوسف ادعا می کرد هر دو خواهر با هم به خانه رفته اند.
اگر این واقعیت داشت، سمیرا هم فرصتی برای درآوردن لباس های بیرون خود نداشت و پوتین یا کفش سمیرا هم باید به احتمال زیاد در بالکن می بود، پس داستان یوسف دروغ بود.
دلیل دوم: سوسن از روبه رو و سمیرا از پشت سر ضربه خورده بود. خون مردگی در سر سمیرا نشان می داد قاتل فرصت شکنجه این دختر برای پیدا کردن طلاها را داشت اما سوسن آنی هدف حمله قرار گرفته بود و باز نشان می دهد وقتی سوسن از بیرون به خانه آمده است، خواهرش کشته شده و قاتل او را هم هدف حمله قرار داده بود.
انتهای پیام
