سرقت‌های دختر بازیگر طنز سینما و تلویزیون از مردان ثروتمند با همدستی شوهرش

چندی قبل مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت خانه‌اش خبر داد. او گفت چند ساعت قبل در حال بازگشت به خانه زن جوانی را دیدم که کنار خیابان به انتظار تاکسی ایستاده بود. من سوار خودرو بنزم بودم و از آنجایی که هوا سرد و تاریک بود او را سوار کردم.


17 دی 1398 – 12:32

چندی قبل مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت خانه‌اش خبر داد. او گفت چند ساعت قبل در حال بازگشت به خانه زن جوانی را دیدم که کنار خیابان به انتظار تاکسی ایستاده بود. من سوار خودرو بنزم بودم و از آنجایی که هوا سرد و تاریک بود او را سوار کردم.

سرقت‌های دختر بازیگر طنز سینما و تلویزیون از مردان ثروتمند با همدستی شوهرش

به گزارش ایران، این مرد ادامه داد:در بین راه شروع به صحبت کرد و زمانی که متوجه شد من طلافروش هستم گفت قصد خرید سرویس طلا و جواهر دارد. زن جوان که خودش را شیدا معرفی کرد از من خواست که عکس‌های سرویس‌های طلا را به او نشان دهم. با اصرار زن جوان او را به‌ خانه‌ام بردم. اما وقتی برای آوردن آلبوم عکس طلاها او را تنها گذاشتم، شیدا از فرصت استفاده کرد و داخل چای من داروی بی‌هوشی ریخت. بعد از خوردن چای گیج شدم در همان حالت بی‌تعادلی دیدم که شیدا در خانه را باز کرد و دو مرد وارد شدند. آنها دست و پایم را بستند و مرا کتک زدند تا رمز گاوصندوق را به آنها بدهم سپس طلا و دلارها و وسایل باارزشی را که داخل خانه بوزارش آنها را به ما می‌داد. من هم پس از شناسایی سوژه‌ها و طبق نقشه‌ای که کشیده بودیم در مسیر تردد آنها می‌ایستادم. چون مشخصات کامل آنها و خودروهایشان را داشتم، زمانی که آنها را می‌دیدم به بهانه مسافر سوار ماشین می‌شدم. بعد هم سر صحبت را باز می‌کردم و به بهانه‌های مختلف آنها را راضی می‌کردم تا مرا به خانه‌شان ببرند. بهروز و دوستش هم با خودرویی ما را تعقیب می‌کردند. بعد هم با دارویی که از قبل همراه داشتم آنها را بی‌هوش کرده و پس از باز کردن در برای همسرم و دوستش سرقت می‌کردیم.

با وسایل سرقتی چه کردید؟

بین خودمان تقسیم و صرف خوشگذرانی می‌کردیم.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *