
کرمانشاه- در سکوتِ موقت راهروهای دبستان سمیه، صلابتِ یک نگاه در قابی روی دیوار، راویِ فردایی روشن است؛ گرمایی که نوید میدهد صدای پای زندگی به زودی بازمیگردد.
خبرگزاری مهر – گروه استانها، سارا بابائی: از سالن ورزشی دانشآموزی شهر روانسر که گزارش تصویریمان را در میان بُهت و اندوهِ آهنهای خمیده و تورهای پاره تهیه کردیم، توسط راهنمایان محلی به حیاط بغلی که به یک مدرسه قدیمی متصل میشد، راهنمایی شدیم. قدم برداشتن در زیرِ آسمانی که هنوز بغضِ بارانش را روی سرِ شهر خالی میکرد، سنگینیِ عجیبی بر سینهمان میگذاشت. اینجا مقصد بعدی ما بود: «دبستان دخترانه سمیه».
وارد حیاط که شدیم، صحنه اولیه شوکی عمیق و خفهکننده وارد میکرد. حیاطی بزرگ و فراخ که دقیقاً روح، میداریِ خود را، نه با شعار، که با حضوری صبورانه در قلبِ حادثه فریاد میزند. من از پشتِ چشمیِ دوربینم، در نقطهی تلاقیِ این گرمایِ معنوی و سردیِ بیرحمانهی جنگ، نه یک پایانِ تلخ و آوارِ آرزوها، که تداوم یک راهِ بیبازگشت را میبینم. دیوارهای خشتی و آجری شاید در برابر بمبها و موشکها فرو بریزند، شیشهها شاید هزار تکه شوند و حیاطِ پر از نقاشی با ترکشها سوراخسوراخ شود، اما ستونهای نامرئیِ اراده و ایمانی که در نگاهِ آن قاب و در قلبِ تربیتشدگانِ این راهرو ریشه دوانده است، هرگز با هیچ موجِ انفجاری فرو نخواهد ریخت.
صدای زنگِ این مدرسه، روزی دوباره به صدا در خواهد آمد و این راهرو، با تکیه بر همان نگاهِ استوار، دوباره از صدایِ پایِ زندگی پر خواهد شد.
