17 خرداد 1399 – 11:12
دختر 15 ساله ای که به پیشنهاد مادرش وارد دایره مددکاری اجتماعی کلانتری شده بود ؛ درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش خراسان، همواره فکر می کردم مادرم بیش از اندازه مرا کنترل می کند و آبرویم را نزد دوستانم برده است. مدام با پرخاشگری اعتراض می کردم و فریاد می زدم «من 15 سال دارم و خودم می توانم برای آینده ام تصمیم بگیرم. می خواهم با پسری که دوستم دارد ارتباط داشته باشم!» اما زمانی فهمیدم فریب محبت های دروغین و هوس آلود «عرفان» را خورده ام که…
دختر 15 ساله ای که به پیشنهاد مادرش وارد دایره مددکاری اجتماعی کلانتری شفای مشهد شده بود تا ثابت کند دوستی خیابانی اش با یک پسر جوان فقط برای ازدواج با اوست! وقتی در برابر فرجام این عشق های هوس آلود قرار گرفت و با تماس تلفنی مشاور متوجه شد که ماجرای ازدواج تنها نیرنگی برای یک ارتباط هوس آلود است، در میان حیرت و نگرانی و با چشمانی شرمسار به تشریح سرگذشت خود پرداخت و با عذرخواهی از مادرش. من هم که محبت و مهربانی های عرفان را دیدم با همه وجودم عاشقش شدم اما مادرم به بهانه شیوع کرونا مرا در خانه زندانی می کند تا نتوانم با عرفان معاشرت کنم. او نصیحتم می کند که این عشق های خیابانی فقط برای رسیدن به خواسته های هوس آلود است و … در این هنگام کارشناس باتجربه کلانتری که با دستور سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) رسیدگی به این پرونده را به عهده دارد در یک تماس تلفنی با عرفان و در حالی که دختر نوجوان صدایش را می شنید از او خواست تا برای ازدواج با «سعیده» نظر خود را بگوید ولی در کمال ناباوری پاسخ شنید که هیچ گاه قصد ازدواج با چنین دختری را ندارد و تنها برای یک معاشرت اجتماعی او را پذیرفته است و …
شایان ذکر است، در حالی که مشاور کلانتری، پرونده های متعددی از فرجام تلخ و هولناک عشق های خیابانی را در مقابل دختر نوجوان گشوده بود او با عذرخواهی از مادرش به دنبال تصمیمی برای ازدواج عاقلانه از کلانتری بیرون رفت و …
انتهای پیام
