21 تیر 1399 – 08:10
مردی جوان با چهره ای غم گرفته وارد شعبه ۲۶۸ مجتمع قضایی خانواده می شود. او قصد دارد به صورت غیابی همسرش را طلاق بدهد اما حرف هایش نشان می دهد هنوز زنش را دوست دارد.

به گزارش سیتنا، کاوه داستان زندگی اش را این طور تعریف می کند: از مدت ها قبل برای تحصیل در یکی از دانشگاه های فرانسه درخواست داده بودم و هر شب به امید این که با درخواستم موافقت شده ایمیل هایم را کنترل می کردم. یک شب در حالی که برای وقت گذرانی وارد شبکه مجازی شده بودم با دختری به نام شهرزاد آشنا شدم و ماجرای انتظارم برای سفر و درس خواندن در فرانسه را برایش تعریف کردم.
از آن شب به بعد ما هر شب با هم گفتگوی مجازی داشتیم تا این که رابطه مان صمیمی تر شد و وقتی به خودم آمدم به او علاقه مند شده بودم. طولی نکشید که از شهرزاد خواستگاری کردم و در یک عصر پاییزی پای سفره عقد نشستیم. چند روزی از شروع زندگی مشترکمان گذشته بود که آن خبری که مدت ها منتظرش بودم رسید.
انتهای پیام
