رفتار نامناسب با دختر رئیس در آسانسور، به دلیل احتمال وجود دوربین مخفی!

ساعت 4 بعدازظهر اداره تعطیل می‌شد و تقریبا یک ربع وقت داشتم. فقط یک مهر و امضای دیگه پای برگه‌ای که توی دستم بود، می‌خورد کلا کارم تموم می‌شد و از اونجا می‌اومدم بیرون.


25 تیر 1399 – 07:45

ساعت 4 بعدازظهر اداره تعطیل می‌شد و تقریبا یک ربع وقت داشتم. فقط یک مهر و امضای دیگه پای برگه‌ای که توی دستم بود، می‌خورد کلا کارم تموم می‌شد و از اونجا می‌اومدم بیرون.

دوربین مخفی در آسانسور/ بلایی که مرد دیوانه بر سر دختر رییس آورد

به گزارش رکنا، باید خودم رو هرچه سریع‌تر می‌رسوندم به طبقه نوزدهم و اون امضا رو می‌گرفتم، چون به هیچ‌ عنوان دلم نمی‌خواست دوباره فردا برگردم و پله‌های اون ساختمون رو بالا و پایین کنم.

تقریبا 5 دقیقه‌ای جلوی در آسانسور ایستاده بودم تا بالاخره رسید به طبقه‌ای که توش بودم و درش باز شد. با عجله پریدم داخل و دکمه‌ای که روش شماره 19 حک شده بود رو فشار دادم. هیچکس توی آسانسور نبود و توی دلم دعا می‌کردم که آسانسور توی طبقات نایسته و این تنها حالتی بود که وقت می‌کردم به کارم برسم.

دو، سه طبقه‌ای که بالاتر رفتم، یکدفعه اون اتاقک فلزی تکون شدیدی خورد و چراغ‌هاش خاموش شدن و اینطور به نظر می‌رسید که ثابت مونده و حرکت نمی‌کنه، اما دو، سه ثانی رفتم سمتش و عروسکش رو از دستش کشیدم بیرون و با حالت ترسناکی شروع کردم به گاز گرفتن عروسک و با دندون‌هام تکه‌تکه‌اش کردم و بعد هم خیره شدم به دوربین مداربسته‌ای که روی سقف آسانسور قرار داشت و شروع کردم به داد زدن.

چند دقیقه بعد در آسانسور باز شد و قبل از اینکه بتونم حرفی بزنم، دو، سه تا نگهبان شروع کردن به کتک زدنم و دو، سه تا ضربه محکم هم از مردی خوردم که به نظر می‌رسید پدر اون دختربچه باشه و بعد هم بدون اینکه اجازه حرف زدن بهم بدن، بردنم به پاسگاهی که اون اطراف بود و بازداشتم کردن. اونجا بود که فهمیدم دوربین مخفی یا همچین چیزی در کار نبوده و اون دختربچه هم، دختر مدیر اون اداره بوده و داشته می‌رفته پیش پدرش.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *