27 مرداد 1399 – 08:35
از همان اوایل زندگی نسبت به همسرم بی تفاوت بودم و هیچ علاقه ای به او نداشتم. در واقع منتظر شاهزاده ای با اسب سفید بودم که «اسماعیل» به خواستگاری ام آمد و من با اصرار خانواده ام، در حالی پای سفره عقد نشستم که 30بهار از عمرم گذشته بود و …

به گزارش خراسان، این ها بخشی از اظهارات زن 46 ساله ای است که با شکایت همسرش در یک خانه مجردی دستگیر شد. این زن جوان که مدعی بود علاقه ای به همسرش ندارد و می خواهد به تنهایی زندگی کند، درباره قصه ازدواجش به کارشناس اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: در یک خانواده چهار نفره به دنیا آمدم. پدرم شغل آزاد داشت اما زندگی مرفهی نداشتیم. من هم پس از آن که در رشته علوم انسانی دیپلم گرفتم، در کنار مادرم به امور خانه داری پرداختم.
همیشه با خودم فکر می کردم که باید جوانی پولدار، خوش تیپ و با کمالات به خواستگاری ام بیاید تا به او پاسخ مثبت بدهم اما سال ها پشت سر هم می گذشت و شاهزاده من از راه نمی رسید، تا این که بالاخره اسماعیل مر داد. از سوی دیگر، اسماعیل که متوجه ماجرا شده بود برای نجات دخترش از من شکایت کرد تا این که ماموران کلانتری الهیه به مخفیگاه من پی بردند و زمانی که قصد خروج از خانه را داشتم، با حکم قضایی دستگیرم کردند.
حالا که عاقلانه به گذشته می اندیشم، تازه می فهمم که زنی ساده لوح هستم و به خاطر یک مشت حرف های پوچ تحت تاثیر وسوسه های شیطانی «فریده» قرار گرفتم و زندگی ام را به نابودی کشاندم. حالا هم اگرچه می دانم دیگر اسماعیل حاضر به زندگی با من نیست اما خوشحالم که ماموران انتظامی قبل از آن که دخترم در مرداب تفکرات هوس آلود من غرق شود، مرا دستگیر کردند و دخترم را نجات دادند اما ای کاش…
شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه) پرونده این زن پس از بررسی های موشکافانه و کارشناسی در دایره مددکاری اجتماعی، برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی ارسال شد.
انتهای پیام
