17 شهریور 1399 – 08:44
هیچ گاه فکر نمی کردم با پنهان کردن رفتارهای گناه آلود، بازیچه مردان هوسران شوم و در دام زنی شیطان صفت بیفتم که به خاطر سودجویی هایش زندگی ام را نابود کرد و مرا درون لجنزاری انداخت که اگر با شکایت همسایگان دستگیر نمی شدم معلوم نبود …

به گزارش خراسان، این ها بخشی از اظهارات زن 22 ساله ای به نام مهناز است که در پاتوق سیاه یک زن خلافکار به چنگ قانون افتاد. این زن جوان که دستبندهای نقره ای به جای النگوهای طلا بر دستانش خودنمایی می کرد، درباره سرگذشت تلخ خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد گفت: آن چه از دوران کودکی به خاطر دارم فریادهای وحشتناک و کتک کاری های پدر و مادرم بود که هنگام خماری پدرم فضای اتاق کوچکمان را پر می کرد. آن ها اختلافات شدیدی با یکدیگر داشتند، به طوری که همواره با هم قهر بودند و ساعتی را نمی توانستند در آرامش زندگی کنند. پدرم به موادمخدر صنعتی (شیشه) اعتیاد داشت و همین موضوع مشکل اصلی آن ها در زندگی بود، چرا که او بعد از من که دو مرد تبعه خارجی مرا آزار داده بودند، زجر می کشیدم و عذاب وجدان داشتم، تا این که بالاخره با یکی از زنان همکارم به درد دل پرداختم و او به بهانه دلسوزی و کمک، مرا به خانه اش برد تا پناهگاهم باشد ولی زمانی به حیله گری ها و دروغ های ریز و درشت آن زن معتاد پی بردم که با شگرد خواستگاری و ازدواج مرا با مردی غریبه در خانه تنها گذاشت و…
در این هنگام، همسایگان او که از مدت ها قبل به رفت و آمدهای افراد ناشناس به پاتوق آن زن مشکوک شده بودند، با پلیس تماس گرفتند و من هم توسط نیروهای تجسس کلانتری دستگیر شدم اما ای کاش … شایان ذکر است، به دستور سرهنگ محمد فیاضی(رئیس کلانتری شهرک ناجا) ریشه یابی ماجرای این پرونده در دستورکار نیروهای انتظامی قرار گرفت.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
انتهای پیام
