23 شهریور 1399 – 10:33
ارسطو مدعی بود همسرش به وی خیانت کرده و می گفت قصد شکایت از او را دارد. پیش از هر بحثی تذکر دادم که طرح چنین اتهامی عواقب خوبی ندارد و ممکن است فارغ از عواقب قضایی سبب آبروریزی شود لذا برای طرح چنین پرونده ای باید دلایل کافی وجود داشته باشد ونباید به صرف یک شک بی اساس به ناموسش تهمت بزند.

به گزارش خبرانلاین، ارسطو اما آنقدر عصبی و خشمگین بود که نصایح و تذکراتم برایش بیشتر جنبه ی بهانه تراشی در عدم قبول پرونده را داشت که البته همین هم بود .کلا تمایل و رغبتی به پذیرش چنین پرونده هایی ندارم. با این وصف مهمترین دلیل پذیرش وکالت ارسطو امیدی نیم بند بود تا بلکه با انتقال سختی های کار وی را از ادامه ی راه پشیمان کنم.
با چنین نیتی شرط پذیرش وکالت وی را داشتن حداقل اطلاعات موثق و مدارک قابل استناد دانسته به وی قول همکاری دادم.
چند روز بعد ارسطو روی واتسپ دو فایل ویدیویی شک موجب دلزدگی و مشاجره و در نهایت پیشنهاد متارکه به شرط پرداخت بخشی از مهریه شده است. این شیوه تحصیل مال و اغفال شش جوان جز با هماهنگی یک باند کلاهبردار میسر نیست و استدعای صدور دستور ویژه دارم.
چند ماهی طول کشید تا کیفرخواست صادره در روزنامه ها منتشرشد: “ثریا…با همکاری ناصر…ولیلا…به عنوان خانواده اش پس از اغفال جوانان در عقد نکاح آنها درآمده بلافاصله مهریه اش را به اجرا گذاشته به موازات این اقدام رضا/افشین/مصطفی و کامران به عنوان دوست پسرهای ثریا وارد بازی شده در نهایت ثریا با دریافت بخشی از مهریه راضی به طلاق توافقی می گردد.”
*وکیل دادگستری.شیراز
انتهای پیام
