27 شهریور 1399 – 17:52
با آن که هنوز یک سال از آغاز زندگی مشترکم نگذشته است، خانواده ام اصرار دارند از همسرم طلاق بگیرم و به شهرستان برگردم چون پدر و مادرم عامل بیماری کم خونی و کم کاری تیروئیدم را همسرم می دانند و بر خواسته خودشان اصرار دارند، در حالی که من، همسرم را عاشقانه دوست دارم و …

به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 17 ساله ای به نام معصومه است که برای راضی کردن همسرش به طلاق با چهره رنگ پریده و پریشان وارد کلانتری الهیه شد. این زن نوجوان که گویی دچار افسردگی شده و شرایط روحی مناسبی نداشت، به دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه) برای بهره گیری از خدمات مشاوره و روان شناختی، به دایره مددکاری اجتماعی هدایت شد.
او درباره داستان زندگی اش، به کارشناس اجتماعی گفت: پنج سال قبل زمانی که 12 سال بیشتر نداشتم، به اصرار پدرم پای سفره عقد نشستم در حالی که هیچ آگاهی درباره ازدواج و زندگی مشترک نداشتم. فقط شنیده بودم که هر دختری باید شوهری مراقبم بود اما در این میان پدر و مادرم در تماس های تلفنی اصرار می کنند از همسرم جدا شوم و به شهرستان باز گردم چون آن ها کرامت را عامل بروز بیماری های من می دانند، اما من، همسرم را دوست دارم و از یادآوری کتک کاری ها و روزگار تلخ گذشته در منزل پدرم وحشت دارم. این تشویش های عصبی به حدی رسیده است که دچار افسردگی شدید شده ام و از طرف دیگر دلم به حال همسرم می سوزد و نمی خواهم او در ماجراهای من و خانواده ام آسیب ببیند. به همین دلیل به کلانتری آمدم تا همسرم را به جدایی راضی کنم و به تنهایی به زندگی خودم ادامه بدهم چرا که از پدرم نیز می ترسم و…
شایان ذکر است، این زن نوجوان که شرایط روحی نامناسبی داشت، ابتدا توسط امدادگران اورژانس به مرکز درمانی منتقل شد و پس از بهبودی نسبی مورد مشاوره های روان شناختی در دایره مددکاری اجتماعی قرار گرفت.
انتهای پیام
