20 اردیبهشت 1400 – 11:21
زن 29 ساله ای که برای چاره مشکلش قدم به دایره مشاوره و مددکاری اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گذاشته بود، داستان زندگی اش را تعریف کرد.

به گزارش خراسان، این زن جوان در حالی که بیان می کرد فقط به دلیل کمبود محبت و فرار از زندگی آشفته خانوادگی ام با سیاوش دوست شدم، به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: سومین فرزند خانواده هفت نفره ای هستم که همواره برادرم در خانواده حکمرانی می کرد. او مدام به بهانه های مختلف مرا که 20 سال داشتم کتک می زد. او حتی در این آشفته بازار پدر و مادرم را نیز زیر مشت و لگد می گرفت و هیچ کس نمی توانست در برابر او مقاومت کند. در همین روزها بود که من برای فرار از این وضعیت، شغلی در یک شرکت خصوصی پیدا کردم و مشغول کار شدم ولی یک روز نگاهم به نگاه یکی از افرادی گره خورد که به عنوان پیک موتوری به آن شرکت رفت و آمد داشت.
با همین نگاه آشنایی من و سیاوش شکل گرفت و ارتباط خیابانی مصد داشتند در قبال بخشیدن مهریه ام حضانت فرزندانم را به آن ها بسپارم به همین دلیل تهمت زشت دیگری به من زدند که دخترم حاصل یک رابطه نامشروع است.
با آن که آزمایش های پزشکی خلاف ادعای آن ها را به اثبات رساند و مشخص شد به من تهمت ناروایی زده اند اما این موضوع نیز از شدت بدبینی های همسرم نکاست تا جایی که من و فرزندانم را رها کرد و هیچ نفقه ای نداد. در این شرایط مجبور شدم برای خرید شیر خشک و لوازم ضروری زندگی به خیریه ها مراجعه کنم. اکنون نیز سیاوش مرا زیر مشت و لگد می گیرد تا خانه اش را ترک کنم که او بتواند به قول خودش با دختری پاک ازدواج کند! و من با دو کودک خردسال باید آواره کوچه و خیابان شوم.
انتهای پیام
