این دختر 19 ساله پدرش را بی آبروی کرد

آن قدر تحت تاثیر جملات عاشقانه و فریبنده دوست برادرم قرار گرفته بودم که با یک تصمیم احمقانه از خانه فرار کردم و به خانه آن ها رفتم تا به قول خودش مرا خوشبخت کند اما ...


10 مهر 1401 – 10:30

آن قدر تحت تاثیر جملات عاشقانه و فریبنده دوست برادرم قرار گرفته بودم که با یک تصمیم احمقانه از خانه فرار کردم و به خانه آن ها رفتم تا به قول خودش مرا خوشبخت کند اما …

این دختر 19 ساله پدرش را بی آبروی کرد

به گزارش خراسان، دختر 19 ساله در حالی که بیان می کرد نمی دانم چگونه از این مخمصه وحشتناک خودم را نجات بدهم به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: به تازگی وارد دانشگاه شده بودم و از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم چرا که پدرم همواره آرزو داشت من به دانشگاه راه پیدا کنم و ادامه تحصیل بدهم.

در همین روزها بود که متوجه نگاه های معنادار امیرعلی شدم. او به خاطر دوستی با برادرم از مدت ها قبل به خانه ما رفت و آمد داشت. پدر و مادرم نیز از روی دلسوزی مانع رفت و آمد او به خانه ما نمی شدند.

مادر امیرعلی طلاق گرفته بود و برای تامین مخارج زندگی، دو شیفت کار می کرد، در این میان امیرعلی هم همواره به رابطه صمیمانه بین اعضای خانواده ما اشتباه بزرگم در زندگی شدم و با ندامت به دنبال راه چاره ای بودم که ناگهان جملات یکی از مشاوران نیروی انتظامی به خاطرم آمد که در مقطع دبیرستان برای ما از آسیب های دوستی های خیابانی و عشق های هوس آلود دوران نوجوانی می گفت، او تاکید می کرد هرگاه در چنین مخمصه ای افتادید بهترین راه آن است که به پلیس پناه ببرید و از مشاوران دایره مددکاری کمک بخواهید.

به همین خاطر یک روز صبح وقتی مادر امیرعلی از خانه بیرون رفت و او نیز در خواب بود به آرامی از منزل آن ها فرار کردم و خودم را به کلانتری رساندم تا مرا یاری کنند.

با دستور سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد) بررسی های کارشناسی و مشاوره ای در این باره آغاز شد و این ماجرا با دعوت از خانواده دختر جوان از نظر قانونی بررسی شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *