عاشق دختری شدم که او را به من ندادند؛ پس با خلافکارها گشتم و دزد شدم!

چند روز قبل پسری 10ساله به همراه پدر و مادرش راهی اداره پلیس تهران شدند تا از سارقی خشن شکایت کنند.


17 آذر 1401 – 11:35

چند روز قبل پسری 10ساله به همراه پدر و مادرش راهی اداره پلیس تهران شدند تا از سارقی خشن شکایت کنند.

عاشق دختری شدم که او را به من ندادند؛ پس با خلافکارها گشتم و دزد شدم!

به گزارش همشهری، این نوجوان در توضیح ماجرا گفت: به همراه اعضای خانواده‌ام به پارکی در نزدیکی خانه‌مان رفته بودیم. در آنجا سرگرم بازی با بچه‌های دیگر بودم و زمانی که می‌خواستم به سرویس بهداشتی بروم پسری جوان صدایم زد. وقتی به سمتش رفتم، ‌او برگه‌ای را نشانم داد و گفت می‌خواهد به این آدرس برود. به محض اینکه به او نزدیک شدم تا نگاهی به برگه بیندازم، ناگهان چاقویی از جیبش بیرون آورد و روی پهلوهایم قرار داد. من شوکه شده بودم اما با این حال سعی کردم خونسردی خودم را حفظ و در برابرش مقاومت کنم که او با چاقو خطی روی دستم انداخت و پس از قاپیدن گوشی موبایلم متواری شد.

مجرم سابقه‌دار

با این شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی تهران به دستور بن می‌رفتم و با چاقو خطی روی دست یا صورتشان می‌انداختم تا وحشت به جانشان بیندازم. سپس گوشی و پول‌هایشان را سرقت کرده و فرار می‌کردم.

با گوشی‌های سرقتی چه می‌کردی؟
به مالخران می‌فروختم و پولش را هم خرج تفریح و خوشگذرانی می‌کردم.

فکر نمی‌کردی دستگیر شوی؟
راستش همیشه ماسک به‌صورت داشتم اما این اواخر فراموش می‌کردم ماسک بزنم و اصلا حواسم نبود که از روی چهره‌نگاری شناسایی می‌شوم. چون خیالم راحت بود در پارک‌ها دوربینی وجود ندارد اما خب ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند، بالاخره می‌دانستم روزی حقیقت آشکار و دستگیر خواهم شد.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *