30 فروردین 1402 – 08:04
مادر و پدر صحابه هنوز هم با گذشت شش ماه از قتل دردناک فرزندشان داغدار هستند. هنوز هم گاهی مادرش گوشه حیاط کوچک خانهشان واقع در محله اتابک، چمباتمه میزند و به جای خالی فرزندش در حیاط خیره میشود، آرام آرام اشک میریزد.

به گزارش سیتنا، 11 آبان ماه سال گذشته بود که صدای زنگ درخانه زن و مرد بلند شد و صحابه 3 ساله به همراه برادر 5 سالهاش به نام عرفان به سمت در دویدند. دو زن جوان در قاب در خانه حاضر شدند و خودشان را نیکوکار معرفی کردند. میگفتند میخواهند برای بچهها کفش بخرند.
از زن جوان خواستند که شماره کفش بچههایش را به آنها بگوید و مادر صحابه و عرفان به داخل خانه رفت تا کف کفش بچههایش را نگاهی کند و برگردد. اما وقتی جلوی در برگشت نه خبری از بچهها بود و نه از آن دوزن. سر کوچه دوید و شیون کرد. اما فایدهای نداشت. انگار بچههایش آب شده و در زمین فرو رفته بودند.
رسیدگی به موضوع بلافاصله در دستور کار پلیس قرار گرفت. دو روز تمام یک چشم مادر و پدراضی است و همیشه شکرگزار است که دستشان به دهانشان میرسد. او 7 فرزند داشت و برای آنها زندگی با آبرویی ساخته بود. همه اینها باعث شده بود افسانه گمان کند که آنها ثروتمند هستند و در ازای ربودن فرزندان خردسالش میتواند از آنها اخاذی کند.
بعد از بازداشت افسانه و همدستانش، افسانه راهی زندان شد و دختران او و پسر جوان که زیر 18 سال سن دارند به کانون اصلاح و تربیت منتقل شدند. مدتی قبل همدستان افسانه در دادگاه اطفال محاکمه شده ومحکوم به پرداخت جریمه نقدی با احتساب ایام بازداشت شدند.
در همین حال پدر و مادر صحابه روز گذشته با مراجعه به شعبه دهم دادسرای جنایی بار دیگر تقاضای قصاص افسانه را کرده و همچنین از افسانه بابت صدماتی که به عرفان زده بود اعلام شکایت کردند و تقاضای دیه عرفان را کردند.
انتهای پیام
