20 اردیبهشت 1402 – 10:50
مرد تهرانی که بعد از ربوده شدن تا یک قدمی مرگ رفته بود به خاطر دختر ۸ ساله ربایندهاش او را بخشید.

به گزارش سیتنا، شب یلدای ۱۴۰۱ بود که فرزندان و نوههای مرد بازنشسته در خانه منتظرش بودند.
همسرش با او تماس گرفت و این مرد به خانوادهاش اطمینان خاطر داد که تا دقایقی دیگر به خانه میرسد اما هر چه پس از آن خانواده با او تماس گرفتند، گوشیاش خاموش بود.
عقربههای ساعت با خونسردی جلو میرفتند.شیرینی به ظرف ماسیده بود و پوست میوهها چروک میخورد.بچهها و نوهها دل توی دلشان نبود و انگار یلدای ممتدی در نبود پدربزرگ چشم به راه آنها بود.
با اعلام موضوع از سوی خانواده، ردیابی پیرمرد در دستور کار وحید ناصری، بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.
۲ روز از گم شدن پیرمرد میگذشت اما هنوز هیچ ردی از او پیدا نشده بود.تا اینکه عدهای از کسبه خیابان وحدت اسلامی کشف پیکر نیمه جان پیرمرد را به اورژانس و پلیس اعلام کردند.
پیرمرد خیلی سریع به بیمارستان منتقل شد و در حالی کهرایم بسیاری است که حتی گاهی ممکن است سبب به خطر افتادن جان شهروندان شود.
این قاضی جنایی در ادامه خاطرهای تلخ در همین رابطه از دوران کاری خود تعریف کرده و گفت: چند سال قبل در یک مکان تفریحی در یکی از شهرهای کشور، که مردم در آن مکان کمپ میکردند؛ زن و مرد جوانی نقشه سرقت با شگرد خوراندن آبمیوه مسموم را کشیدند.آنها طعمههای خود را از میان زنان جوانی انتخاب میکردند که طلا و جواهرات داشتند.به این ترتیب که زن به طعمه خود نزدیک میشد و طرح دوستی میریخت و بعد میگفت به چادر ما بیا تا با هم آبمیوه بخوریم.بعد داخل آبمیوه داروی مسموم میریخت و وقتی زن جوان بیهوش میشد، طلا و جواهرات او را سرقت کرده و بعد زیپ چادر را بالا میکشید و به همراه نامزدش پا به فرار میگذاشت.در یکی از این موارد به زن جوانی داروی مسموم دادند که آن زن بیماری قلبی زمینهای داشت و همین سبب شد به کام مرگ فرو رود.وقتی زوج تبهکار دستگیر شدند میگفتند که فکرش را هم نمیکردند باعث مرگ کسی شده باشند.
انتهای پیام
