16 خرداد 1402 – 04:26
دخالتهای مادرشوهر باعث شده بود تا نوعروس جوان قبل از اینکه زندگی مشترکش را آغاز کند، برای جدایی راهی دادگاه خانواده شود.

به گزارش سیتنا، دخالتهای بیجای مادرشوهر کافی بود تا نوعروس جوان در راهروی دادگاه خانواده آواره و سرگردان باشد و پلههای مجتمع قضایی را پایین و بالا کند تا بلکه روزنه امیدی را برای رهایی از طلاق پیدا کند.
وقتی وارد راهروهای دادگاه خانواده میشویم، زنهایی که سفره دلشان را باز میکنند اولین حرفشان کتک خوردن از همسرانشان است. نوعروس جوانی روی صندلی نشسته بود، در حالی که نگرانی در چهرهاش موج میزد، کنارش نشستم نگاهی به او کردم، زیرلب ذکری را زمزمه میکرد.
سر صحبت را با او باز کردم، این زن ابتدا مکث کوتاهی کرد و گفت از کجای زندگیام برایت بگویم و خلاصه شروع به گفتن داستان زندگیاش کرد.
مدتی پیش یکی از اقوام دورشان برای پسرش که در یک شرکت پخش موادغذایی کار میکند به خواستگاریاش رفتند و پس از توافق خانوادهها پای سفره عقد نشستند.
این زن جوان هردهاش به او دیکته کنند همان را انجام میدهد خودش قادر به تصمیمگیری در زندگی نیست. مطمئن هستم که دادخواست طلاق نیزخواسته مادرش است نه خودش!
متأسفانه دخالتهای مادرشوهرم باعث شده که زندگی ما در آستانه فروپاشی قرار گیرد، این در حالی است که من همسرم را دوست دارم و به هیچ عنوان حاضر به جدایی نیستم، ولی همسرم ارادهای از خودش ندارد و به همین خاطر مادرشوهرم مدام در زندگیمان دخالت میکند. از رفتارهای مادرشوهرم خسته شدهام و بارها در جمع خانوادگی به من توهین و فحاشی کرده و ناسزا گفته است. اما من برای مادرشوهرم احترام و ارزش قائل هستم و نمیتوانم به او حرفی بزنم.
این نوعروس جوان درحالی که اشک میریخت، برخلاف خیلی از زنهای دیگر به قاضی پروندهشان التماس کرد تا مانع طلاق آنها شود. قاضی گنجی وقتی با اصرارهای این تازه عروس جوان روبهروشد او را به آرامش دعوت کرد و قول داد که در جلسه بعدی این زوج جوان را آشتی دهد.
انتهای پیام
