کابوس ۱۹ سالگی تا خودسوزی/ پایان دردناک یک زن قربانی

داد و بیداد می کرد فحشهای رکیک میداد آبرو تو در و همسایه برایم نگذاشته بود طاقتم طلق شد بنزین را روی خودم ریختم وخودم را آتش زدم  که به دادم رسیدند و آتش را خاموش کردند متاسفانه دستهایم سوخت دیگر همسرم سرکار نمیرفت دریک مدرسه به عنوان مستخدم کار پیدا کردم همسرم دست بردار نبود.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ – ۰۴-۱۲-۱۴۰۴

19سالم بودکه یکی از هم محلی هایمان که جوان ۲۴ ساله بود به خواستگاریم آمد خانواده بدی نداشت خودش هم اهل کار و زندگی بود در یک شرکت معتبر کار میکرد 6 ماه عقد بودم هیچ رفتار بدی از همسرم ندیدم….برایم با توجه به داراییشان کم نمیگذاشتند.

به گزارش رکنا، بعداز 6 ماه عروسی کردیم یک خانه اجاره کردیم وزندگیمان را شروع کردیم شکر خدا همه چیز خوب پیش میرفت بعد یکسال خدا یک پسر به ما داد با وجود پسرم همه چیز زندگی ما کامل شد ….کم و کسری نداشتیم بعد 5 سال همسرم را بخاطر مصرف حشیش از کار بیرون کردند. همسرم را در کمپ بستری کردیم ترک کرد با التماس از صاحبکارش خواستیم تا اجازه دهد همسرم به سرکارش برگردد.

متاسفانه فقط چند ماه پاکی همسرم دوام داشت مجددا سمت مواد مخدر رفت اوضاع به همین منوال میگذشت ترک میکرد و در کمپ بستری میشد مجددا چند ماه پاکی را داشت و دوباره سمت مواد میرفت این شرایط را تحمل میکردم به امید روزی شوهرم سرعقل بیاید 13 سال از این جریان گذشت  همسرم خوب نشد که هیچ بدتر هم شد پسرم درسش تمام شد و بعد از سربازی در یک شرکت مشغول کار شد و با پس اندازش یک ماشین خرید همسرم با ماشین مسافرکشی میکرد از نظر اخلاقی خیلی بد شده بود مدام به من و پسرم توهین میکرد فحش میداد پسرم متوجه شد که مصرف همسرم از حشیش به شیشه رسیده روزگار خوشی نداشتیم مدام به ما شک داشت تمام بدنم را میگشت و مجبورم میکرد لباسم را در بیاورم که مطمئن شود که گوشی اضافه ندارم مدام میگفت با کسی در ارتباm.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *