ضرب و شتم دختر جوان از پسری که عاشقش بود

۴ سال قبل، زمانی که ۱۴ ساله بودم عاشق پسری شدم که از حرف‌هایش محبت می‌بارید. سروش ۴ سال از من بزرگ‌تر بود و من احساس می‌کردم بالاخره یکی مرا دیده است و دوستم دارد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۵ – ۰۶-۱۲-۱۴۰۴

روزنامه خراسان نوشت: دختر ۱۸ ساله‌ای که با سر و صورت زخمی و کبود روبه‌روی کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد نشسته بود، گفت: یک سال بیشتر نداشتم که مادرم را به خاطر یک بیماری سخت از دست دادم، به همین دلیل هیچ تصویری از او در ذهنم نیست. فقط همواره به عکس خیره می شوم که مادرم مرا با عشق خاصی به آغوش کشیده است.

یک سال از مرگ مادرم گذشت و پدرم دوباره ازدواج کرد. نامادریم زن بدی نبود، اما من هرگز نتوانستم او را جای مادرم بپذیرم به طوری که گوشه‌گیر شدم و آموختم که ساکت باشم. دلم ذره‌ای محبت می‌خواست، ولی نمی‌دانستم چگونه آن را طلب کنم، از چه کسی بخواهم مرا در آغوش بگیرد و نوازشم کند. حسرت شنیدن «دوستت دارم» در دلم بود و تنها به همان عکس مادرم نگاه می‌کردم که از چشمانش عشق می‌بارید.

زمانی که ۱۴ ساله بودم عاشق پسری شدم که از حرف‌هایش محبت می‌بارید

۴ سال قبل، زمانی که ۱۴ ساله بودم عاشق پسری شدم که از حرف‌هایش محبت می‌بارید. سروش ۴ سال از من بزرگ‌تر بود و من احساس می‌کردم بالاخره یکی مرا دیده است و دوستم دارد. زمانی فهمیدم این عشق خیابانی فقط یک هیجان است که دریافتم سروش از من سوءاستفاده می‌کند و همه حرف‌هایش چیزی جز فریب و خیال واهی نیست. در این شرایط بود که رهایش کردم.

خیلی زود پارسا در مسیر زندگیم قرار گرفت و از یک سال قبل با او وارد رابطه شدم. فکر می‌کردم او با دیگران فرق دارد، چراکه بیشتر برایم وقت می‌گذاشت و[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *