دامادی که همسرش را فردای جشن تولد با نخ بادکنک کشته بود قصاص می شود

دختر آنها در توضیح به پلیس گفت: «آخرین باری که مادرم را دیدم فردای روز تولدم بود. صبح مادرم من و برادرم را بیدار و راهی مدرسه کرد. اما وقتی به خانه برگشتیم خبری از مادرم نبود سراغش را از پدرمان گرفتیم که در جواب گفت با مادرت دعوا کردیم و با حالت قهر خانه را ترک کرد و خبری از او ندارم.»

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۳ – ۲۱-۰۲-۱۴۰۵

روزنامه ایران نوشت: مرد میانسالی که همسرش را با نخ بادکنک به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بود با آنکه از سوی فرزندانش بخشیده شده اما با اصرار مادرزنش مبنی بر قصاص بار دیگر در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت سال 1403 با مراجعه مرد میانسالی به پلیس و ثبت شکایتی مبنی بر اینکه همسرش ناپدید شده آغاز شد.

در آغاز تحقیقات مأموران دریافتند این زوج از مدت‌ها قبل باهم اختلاف داشته‌اند.

دختر آنها در توضیح به پلیس گفت: «آخرین باری که مادرم را دیدم فردای روز تولدم بود. صبح مادرم من و برادرم را بیدار و راهی مدرسه کرد. اما وقتی به خانه برگشتیم خبری از مادرم نبود سراغش را از پدرمان گرفتیم که در جواب گفت با مادرت دعوا کردیم و با حالت قهر خانه را ترک کرد و خبری از او ندارم.»

در ادامه کارآگاهان به پدر خانواده مظنون شده و دستگیرش کردند و در همان بازجویی‌های اولیه او به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «روز حادثه چون مشروب خورده بودم حالت طبیعی نداشتم سر موضوعی با همسرم دعوا کردم و در یک لحظه نخ یکی از بادکنک‌هایی را که از شب تولد دخترم مانده بود دور گردن همسرم پیچیدم و کشیدم ناگهان بی‌حال روی زمین افتاد و نفسش قطع شد از ترسم او را زیر تخت بچه‌ها پنهان کردم و روز بعد هم جسدش را با خودروی دوستم به حاشیه شهر بردم و رها کردم.»

با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *