
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مکه در اذهان عمومی مسلمانان جایگاه امنیت و حرمت بهشمار میرود؛ شهری که حتی در منازعات قبیلهای پیش از اسلام نیز حریم شمرده میشد. اما در سال ۶۰ هجری، مکه برای امام حسین(ع) صرفاً شهری مقدس نبود؛ به کانونی تبدیل شده بود که در آن، تضاد میان قداست مکان و واقعیت سیاست آشکار میشد. پس از مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید، مسئله اصلی برای حکومت اموی بیعت بود؛ بیعتی که میتوانست سلطنت جدید را در افکار عمومی مشروع کند. امام حسین(ع) از همان آغاز، با امتناع از بیعت، نه مخالفتی شخصی، بلکه نوعی مرزبندی فکری انجام داد: اگر قدرت سیاسی بر پایه زور، ارعاب و فساد اخلاقی بنا شود، حتی اگر لباس خلافت بپوشد، مشروعیت دینی ندارد. امام(ع) از مدینه خارج شد و به مکه آمد؛ زیرا مکه در آن مقطع هم میتوانست پناهگاه نسبی و هم مرکز ارتباطات جهان اسلام در موسم حج باشد.
اما پناهگاهبودن مکه معنایی ثابت نداشت؛ حکومت اموی میتوانست در مکه نیز به ترور دست بزند. مطابق گزارشهای تاریخی، خطر تعرض به جان امام(ع) در مکه جدی بود؛ تا جای معیارها، حفظکردن حقیقت و جلوگیری از عادیشدن فساد. اگر امام(ع) بیعت میکرد، شاید جان میماند، اما حقیقت میمرد و وقتی حقیقت بمیرد، جانها هم یکی پس از دیگری قربانی میشوند.
حرکت امام حسین(ع) از مکه به کربلا را میتوان اینگونه جمعبندی کرد: در ظاهر، امام(ع) از شهری امن به سرزمین بلا رفت؛ اما در باطن، از سکوت تحمیلی به فریاد تاریخی کوچ کرد. این حرکت به ما نشان میدهد که تاریخ را نه با شمشیر، که با انتخاب درست میسازند؛ انتخابی که میداند هزینهاش سنگین است، اما میفهمد اگر انجام نشود، هزینههای سنگینتری بر دوش حقیقت و انسانیت خواهد افتاد. از همین رو، مسیر مکه تا کربلا، فقط راهی در جغرافیا نیست؛ راهی است در وجدان بشر که هنوز هم هر بار میان سازش با باطل و ایستادن بر حق دودل میشویم، در برابرمان ظاهر میشود.
منبع:ایکنا
