09 مهر 1402 – 06:18
درست است که اعتماد به نفس نیرویی قدرتمند و مفید است، اما روشهای رایج آموزش آن مانند کتابهای خودیاریی یا تعریفهای بیش از حد والدین از کودکان اغلب اشتباه هستند و میتواند آسیبرسان باشند.

به گزارش سیتنا، آیا تا به حال یکی از نزدیکان شما (مثلا والدین، معلم یا مدیر مدرسه) از شما خواسته است که سعی کنید اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشید؟ آنها حتما نیت خوبی دارند و معتقدند اعتمادبهنفس بیشتر به شما کمک میکند تا در زندگی موفقتر باشید. اما آیا تا به حال متوجه شدهاید که در واقع باعث ناامیدی و درماندگی شما شده است؟ در کل اینطور نیست که بتوانید اعتمادبهنفس خود را جعل کنید. اگر چنین است، شما چیزی را تجربه کردهاید که به آن «تله اعتمادبهنفس» میگویند؛ باور رایج اما نادرستی که صرفِ گفتن به مردم که اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشند باعث بهبود زندگی آنها میشود.
کتابهای خودیاری که این روزها بسیار هم محبوب هستند، تقریبا همین کار را انجام میدهند. کارهایی مثل موفقیتهای کوچک و ذره ذره به دست میآید نه با خودگویی های مثبت.
چالش مهمی که در پیش است، از بین بردن ایدهها و ساختارهای آسیبرسان است اجتماعی است که اعتمادبهنفس گروههای محروم را خنثی میکند. مثلا معلمان و والدین میتوانند محیطهای یادگیری محور ایجاد کنند که پتانسیلهای هر کودک را در بر گیرد و پرورش دهد. وقتی کودکی فاقد اعتمادبهنفس است، وظیفه بالا بردن اعتمادبهنفس خود را از طریق تمرینات ذهنی بر دوش او قرار ندهید. در عوض، به آنها کمک کنید تا چالشهایی را بپذیرند که به آنها اجازه میدهد اعتمادبهنفس خود را به طور طبیعی افزایش دهند. با این کار، خاک حاصلخیزی ایجاد میکنید که بذر اعتمادبهنفس در آن رشد کند.
انتهای پیام
