
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عید قربان فراتر از یک مناسکِ آیینیِ تاریخی، یکی از عمیقترین چالشهای وجودی انسان در برابر مفهوم خواستن و داشتن است. وقتی از ابراهیم (ع) و قربانیکردنِ اسماعیل سخن میگوییم، در واقع با یک پارادوکس اخلاقی مواجهیم؛ نقطهی تلاقیِ عاطفهی پدری با عالیترین مرتبهی تسلیم ارادی. اما در جهانِ امروز، که فردگرایی افراطی به دالّ مرکزی زیست انسانی تبدیل شده است، چگونه میتوان قربان را بازخوانی کرد؟
ابراهیم درون؛ نبرد ارادهها
بنابر روایت تسنیم، داستان قربان داستانی دربارهی کُشتن نیست، بلکه داستانی دربارهی رهایی است. در عرفان و فلسفه دین، آنچه باید ذبح شود، نفسِ اماره یا به تعبیر مدرنتر، خودخودمحوراست. اسماعیل در این داستان، نماد دلبستگیهای دنیوی، علایق شخصی و آن چیزی است که انسان برای آن هویت قائل است.
در تحلیل ژورنالیستی امروز، قربانگاه واقعی، همین فضای ذهنی آشفتهای است که در آن من در مرکز هستی قرار گرفته است. ما در عصر سلفیها و خودنماییهای دیجیتال، چنان به خودمان دلبستهایم که پرستیژ آکادمیک خود را قربانی کنند تا صدایی شنیده شود.
عید قربان، جشن آزادی از قفس خود است. اگر در این روز، تنها به خوردن و آشامیدن اکتفا کنیم، از روح ابراهیمی فاصله گرفتهایم. اما اگر بتوانیم در این روز، گرهی از کار فروبستهی کسی بگشاییم، یا بخشی از غرور کاذب خود را ذبح کنیم تا راه برای حقیقت باز شود، آنگاه میتوان گفت که ما عید را درک کردهایم.
امسال، بیایید عید قربان را نه به مثابهی یک تقویم ثابت، بلکه به مثابهی یک پروژهی دائمی بنگریم. پروژهای که هدفش، خلق انسانی است که نه با داراییهایش، بلکه با ایثار آگاهانهاش تعریف میشود. در این قربانگاه مدرن، تنها چیزی که باقی میماند، حقیقت است و آنگاه که حقیقت جمعی بر خودخواهی فردی پیروز شود، صلح و عدالت، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک خواهند شد.
عید قربان، یادآور این است که برای رسیدن به بهشت انسانیت، باید از گذرگاه قربانی کردن منیت عبور کرد. مسیری دشوار، اما تنها راه رهایی.
