
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در میان روایتهای معاصر از سفر حج و عمره، کتاب «من یک زائر اولی سادهام!» نوشته حجتالاسلام سیدعلیاصغر علوی جای خودش را نه با پیچیدگیهای ادبی، بلکه با صداقت روایت باز میکند. این کتاب، بیش از آنکه یک سفرنامه کلاسیک باشد، گزارشی زنده از ذهن و دلِ انسانی است که برای نخستینبار قدم در یکی از شخصیترین و در عین حال جمعیترین تجربههای معنوی جهان میگذارد.
بنابر روایت مهر، این اثر توسط انتشارات سدید منتشر شده و در ادامه جریان سفرنامهنویسی معاصر، تلاش میکند بهجای فاصله گرفتن از تجربه زیسته، دقیقاً در دل آن بایستد؛ جایی که احساس، تردید، شوق و حتی شوخیهای روزمره در کنار هم معنای سفر را شکل میدهند.
آغاز سفر، جایی میان سالها انتظار و یک تصمیم ساده
روایت کتاب از لحظهای شروعای گردنش بالا زد و قبای زرد رنگی را که هنگام خشم بر تن میکرد، پوشید و تکیه بر ذوالفقار زد و وارد بقیع شد و سوگند خورد که اگر یک سنگ از این قبرها جابهجا شود، شمشیر میکشد و همه افرادی که آنجا هستند را تا آخرین نفر نابود میکند.
و چقدر این حرف حضرت جانسوز و در عین حال درسآموز بود که وقتی عدهای گفتند: ما قبر فاطمه را میشکافیم و بر پیکرش نماز میخوانیم، فرمود: «من از حق خود تنها به این دلیل چشمپوشی کردم که مبادا مردم از دین خود برگردند. به آن خدایی که جان علی در دست قدرت او است، اگر به این قبرها دستاندازی کنید؛ زمین را از خون شما سیراب خواهم کرد. از این خیال صرف نظر کنید!»
کتاب «من یک زائر اولی سادهام!» نوشته حجت الاسلام سیدعلیاصغر علوی در ۹۵صفحه از سوی انتشارات سدید منتشر شده است.
